Home / Tag Archives: Poetry of Hafiz (page 5)

Tag Archives: Poetry of Hafiz

سروده ای از خواجه حافظ شیرازی : از خون دل نوشتم نزديك دوست نامه‬

  ‫از خون دل نوشتم نزديك دوست نامه‬ ‫انی رايت دهرا من هجرك القيامه‬ ‫ دارم من از فراقش در ديده صد علامت‬ ‫ليست دموع عينی هذا لنا العلامه‬ ‫ هر چند كزمودم از وی نبود سودم‬ ‫من جرب المجرب ...

Read More »

سروده ای از خواجه حافظ شیرازی : از من جدا مشو كه توام نور ديده ای‬

  ‫از من جدا مشو كه توام نور ديده ای‬ ‫آرام جان و مونس قلب رميده ای‬ ‫ از دامن تو دست ندارند عاشقان‬ ‫پيراهن صبوری ايشان دريده ایی‬ ‫ از چشم بخت خويش مبادت گزند از آنك‬ ‫در دلبری ...

Read More »

سروده ای از خواجه حافظ شیرازی : دوش رفتم به در ميكده خواب آلوده‬

‫دوش رفتم به در ميكده خواب آلوده‬ ‫خرقه تردامن و سجاده شراب آلوده‬ ‫ آمد افسوس كنان مغبچه باده فروش‬ ‫گفت بيدار شو ای ره رو خواب آلوده‬ ‫ شست و شويی كن و آن گه به خرابات خرام‬ ‫تا ...

Read More »

سروده ای از خواجه حافظ شیرازی : ناگهان پرده برانداخته ای يعنی چه‬

  ‫ناگهان پرده برانداخته ای يعنی چه‬ ‫مست از خانه برون تاخته ای يعنی چه‬ ‫ زلف در دست صبا گوش به فرمان رقيب‬ ‫اين چنين با همه درساخته ای يعنی چه‬ ‫ شاه خوبانی و منظور گدايان شده ای ...

Read More »