Home / Tag Archives: Ghazal of Hafez Shirazi in Persian with English translation (page 3)

Tag Archives: Ghazal of Hafez Shirazi in Persian with English translation

سروده ای از خواجه حافظ شیرازی : درد ما را نيست درمان الغياث

  ‫درد ما را نيست درمان الغياث‬ ‫هجر ما را نيست پايان الغياث‬ ‫ دين و دل بردند و قصد جان کنند‬ ‫الغياث از جور خوبان الغياث‬ ‫ در بهای بوسه ای جانی طلب‬ ‫می کنند اين دلستانان الغياث‬ ‫ ...

Read More »

سروده ای از خواجه حافظ شیرازی : واعظان کاين جلوه در محراب و منبر می کنند

  ‫‫واعظان کاين جلوه در محراب و منبر می کنند‬ ‫چون به خلوت می روند آن کار ديگر می کنند‬ ‫ مشکلی دارم ز دانشمند مجلس بازپرس‬ ‫توبه فرمايان چرا خود توبه کمتر می کنند‬ ‫ گوئيا باور نمی دارند ...

Read More »

سروده ای از خواجه حافظ شیرازی : شاهدان گر دلبری زين سان کنند

  ‫شاهدان گر دلبری زين سان کنند‬ ‫زاهدان را رخنه در ايمان کنند‬ ‫ هر کجا آن شاخ نرگس بشکفد‬ ‫گلرخانش ديده نرگسدان کنند‬ ‫ ای جوان سروقد گويی ببر‬ ‫پيش از آن کز قامتت چوگان کنند‬ ‫ عاشقان را ...

Read More »

سروده ای از خواجه حافظ شیرازی : سمن بويان غبار غم چو بنشينند بنشانند

  ‫سمن بويان غبار غم چو بنشينند بنشانند‬ ‫پری رويان قرار از دل چو بستيزند بستانند‬ ‫ به فتراک جفا دلها چو بربندند بربندند‬ ‫ز زلف عنبرين جانها چو بگشايند بفشانند‬ ‫ به عمری يک نفس با ما چو بنشينند ...

Read More »

سروده ای از خواجه حافظ شیرازی : ‫در نظربازی ما بی خبران حيرانند

‫‫در نظربازی ما بی خبران حيرانند‬ ‫من چنينم که نمودم دگر ايشان دانند‬ ‫ عاقلان نقطه پرگار وجودند ولی‬ ‫عشق داند که در اين دايره سرگردانند‬ ‫ جلوه گاه رخ او ديده من تنها نيست‬ ‫ماه و خورشيد همين آينه ...

Read More »

سروده ای از خواجه حافظ شیرازی : نقدها را بود آيا که عياری گيرند

  ‫نقدها را بود آيا که عياری گيرند‬ ‫تا همه صومعه داران پی کاری گيرند‬ ‫ مصلحت ديد من آن است که ياران همه کار‬ ‫بگذارند و خم طـره ياری گيــرنـــد‬ ‫ خوش گرفتند حريفان سر زلف ساقی‬ ‫گر فلکشان ...

Read More »