Home / Tag Archives: یوسف و زلیخا (page 2)

Tag Archives: یوسف و زلیخا

سروده ای از جامی : یوسف و زلیخا – چو یوسف شد به خوبی گرم‌بازار

  ادامه داستان یوسف و زلیخا :   * چو یوسف شد به خوبی گرم‌بازار شدندش مصریان یک‌سر خریدار به هر چیزی که هر کس دسترس داشت در آن بازار بیع او هوس داشت شنیدم کز غمش زالی برآشفت تنیده ریسمانی ...

Read More »

سروده ای از جامی : یوسف و زلیخا – حسدورزان یوسف بامدادان

  ادامه داستان یوسف و زلیخا :   * حسدورزان یوسف بامدادان به فکر دینه خرم‌طبع و شادان زبان پر مهر و سینه کینه‌اندیش چو گرگان نهان در صورت میش به دیدار پدر احرام بستند به زانوی ادب پیشش نشستند در ...

Read More »

سروده ای از جامی : یوسف و زلیخا – شبی خوش همچو صبح زندگانی

  ادامه داستان یوسف و زلیخا :   * شبی خوش همچو صبح زندگانی نشاط‌افزا چو ایام جوانی ز جنبش مرغ و ماهی آرمیده حوادث پای در دامن کشیده درین بستان‌سرای پر نظاره نمانده باز جز چشم ستاره سگان را طوق ...

Read More »

سروده ای از جامی : یوسف و زلیخا – چنین گفت آن سخن‌دان سخن‌سنج

  ادامه داستان یوسف و زلیخا :   * چنین گفت آن سخن‌دان سخن‌سنج که در گنجینه بودش از سخن گنج که در مغرب زمین شاهی بناموس همی زد کوس شاهی، نام تیموس همه اسباب شاهی حاصل او نمانده آرزویی در ...

Read More »