Home / Tag Archives: ملای رومی

Tag Archives: ملای رومی

سروده ای از مولانا جلال الدین محمد بلخی (مولوی) : دیدن زرگر عاقبت کار را و سخن بر وفق عاقبت گفتن با مستعیر ترازو

‫   ‬‫دیدن زرگر عاقبت کار را و سخن بر وفق عاقبت گفتن با مستعیر ترازو . آن یکی آمد به پیش زرگری که ترازو ده که بر سنجم زری گفت خواجه رو مرا غربال نیست گفت میزان ده برین ...

Read More »

سروده ای از مولانا جلال الدین محمد بلخی (مولوی) : رفتن مادران کودکان به عیادت اوستاد

‫   ‬‫رفتن مادران کودکان به عیادت اوستاد . بامدادان آمدند آن مادران خفته استا همچو بیمار گران هم عرق کرده ز بسیاری لحاف سر ببسته رو کشیده در سجاف آه آهی می‌کند آهسته او جملگان گشتند هم لا حول‌گو ...

Read More »

سروده ای از مولانا جلال الدین محمد بلخی (مولوی) : خلاص یافتن کودکان از مکتب بدین مکر

‫   ‬‫خلاص یافتن کودکان از مکتب بدین مکر . سجده کردند و بگفتند ای کریم دور بادا از تو رنجوری و بیم پس برون جستند سوی خانه‌ها همچو مرغان در هوای دانه‌ها مادرانشان خشمگین گشتند و گفت روز کتاب ...

Read More »

سروده ای از مولانا جلال الدین محمد بلخی (مولوی) : دوم بار وهم افکندن کودکان استاد را کی او را از قرآن خواندن ما درد سر افزاید

‫   ‬‫دوم بار وهم افکندن کودکان استاد را کی او را از قرآن خواندن ما درد سر افزاید . گفت آن زیرک که ای قوم پسند درس خوانید و کنید آوا بلند چون همی‌خواندند گفت ای کودکان بانگ ما ...

Read More »

سروده ای از مولانا جلال الدین محمد بلخی (مولوی) : در جامهٔ خواب افتادن استاد و نالیدن او از وهم رنجوری

‫   ‬‫در جامهٔ خواب افتادن استاد و نالیدن او از وهم رنجوری . جامه خواب آورد و گسترد آن عجوز گفت امکان نه و باطن پر ز سوز گر بگویم متهم دارد مرا ور نگویم جد شود این ماجرا ...

Read More »

سروده ای از مولانا جلال الدین محمد بلخی (مولوی) : بیمار شدن فرعون هم به وهم از تعظیم خلقان

‫   ‬‫بیمار شدن فرعون هم به وهم از تعظیم خلقان . سجدهٔ خلق از زن و از طفل و مرد زد دل فرعون را رنجور کرد گفتن هریک خداوند و ملک آنچنان کردش ز وهمی منهتک که به دعوی ...

Read More »

سروده ای از مولانا جلال الدین محمد بلخی (مولوی) : در وهم افکندن کودکان اوستاد را

‫   ‬‫در وهم افکندن کودکان اوستاد را . روز گشت و آمدند آن کودکان بر همین فکرت ز خانه تا دکان جمله استادند بیرون منتظر تا درآید اول آن یار مصر زانک منبع او بدست این رای را سر ...

Read More »

سروده ای از مولانا جلال الدین محمد بلخی (مولوی) : اختلاف عقلها در اصل بود

‫   ‬‫عقول خلق متفاوتست در اصل فطرت و نزد معتزله متساویست تفاوت عقول از تحصیل علم است . اختلاف عقلها در اصل بود بر وفاق سنیان باید شنود بر خلاف قول اهل اعتزال که عقول از اصل دارند اعتدال ...

Read More »

سروده ای از مولانا جلال الدین محمد بلخی (مولوی) : مثال رنجور شدن آدمی بوهم تعظیم خلق و رغبت مشتریان بوی و حکایت معلم

‫   ‬‫مثال رنجور شدن آدمی بوهم تعظیم خلق و رغبت مشتریان بوی و حکایت معلم . کودکان مکتبی از اوستاد رنج دیدند از ملال و اجتهاد مشورت کردند در تعویق کار تا معلم در فتد در اضطرار چون نمی‌آید ...

Read More »

سروده ای از مولانا جلال الدین محمد بلخی (مولوی) : عذر گفتن نظم کننده و مدد خواستن

‫   ‬‫عذر گفتن نظم کننده و مدد خواستن . ای تقاضاگر درون همچون جنین چون تقاضا می‌کنی اتمام این سهل گردان ره نما توفیق ده یا تقاضا را بهل بر ما منه چون ز مفلس زر تقاضا می‌کنی زر ...

Read More »

سروده ای از مولانا جلال الدین محمد بلخی (مولوی) : تا که روزی ناگهان در چاشتگاه

‫   ‬‫دویدن گاو در خانهٔ آن دعا کننده بالحاح قال النبی صلی الله علیه وسلم ان الله یحب الملحین فی الدعا زیرا عین خواست از حق تعالی و الحاح خواهنده را به است از آنچ می‌خواهد آن را ازو ...

Read More »

سروده ای از مولانا جلال الدین محمد بلخی (مولوی) : حکایت آن شخص کی در عهد داود شب و روز دعا می‌کرد کی مرا روزی حلال ده بی رنج

‫   ‬‫حکایت آن شخص کی در عهد داود شب و روز دعا می‌کرد کی مرا روزی حلال ده بی رنج . آن یکی در عهد داوود نبی نزد هر دانا و پیش هر غبی این دعا می‌کرد دایم کای ...

Read More »

سروده ای از مولانا جلال الدین محمد بلخی (مولوی) : آن یکی را یار پیش خود نشاند

‫   ‬‫داستان مشغول شدن عاشقی به عشق‌نامه خواندن و مطالعه کردن عشق‌نامه درحضور معشوق خویش و معشوق آن را ناپسند داشتن کی طلب الدلیل عند حضور المدلول قبیح والاشتغال بالعلم بعد الوصول الی المعلوم مذموم . آن یکی را ...

Read More »

سروده ای از مولانا جلال الدین محمد بلخی (مولوی) : مثل در بیان آنک حیرت مانع بحث و فکرتست

‫   ‬‫مثل در بیان آنک حیرت مانع بحث و فکرتست . ‫ آن یکی مرد دومو آمد شتاب پیش یک آیینه دار مستطاب گفت از ریشم سپیدی کن جدا که عروس نو گزیدم ای فتی ریش او ببرید و ...

Read More »

سروده ای از مولانا جلال الدین محمد بلخی (مولوی) : دی سؤالی کرد سایل مر مرا

‫   ‬‫توفیق میان این دو حدیث کی الرضا بالکفر کفر و حدیث دیگر من لم یرض بقضایی فلیطلب ربا سوای . ‫ دی سؤالی کرد سایل مر مرا زانک عاشق بود او بر ماجرا گفت نکتهٔ الرضا بالکفر کفر ...

Read More »