Home / Tag Archives: فردوسی

Tag Archives: فردوسی

چنین گفت فردوسی پاکزاد : چو آگاه شد شهريار جهان‬

  چنین گفت فردوسی پاکزاد که رحمت بر آن تربت پاک باد : رودر رو قرار گرفتن سپاهیان ایران و توران *‫ ‫‬‫‫‫چو آگاه شد شهريار جهان‬ ‫ز گفتار بيدار کار آگهان‬ ‫ز ترکان وز کار افراسياب‬ ‫که لشکرگه آورد ...

Read More »

چنین گفت فردوسی پاکزاد : ز گردان شمشيرزن سی هزار‬

  چنین گفت فردوسی پاکزاد که رحمت بر آن تربت پاک باد : لشگرآرایی اقراسیاب *‫ ‫‬‫‫‫ز گردان شمشيرزن سی هزار‬ ‫گزين کرد شاه از در کارزار‬ ‫سوی بلخ بامی فرستادشان‬ ‫بسی پند و اندرزها دادشان‬ ‫که گستهم نوذر بد ...

Read More »

چنین گفت فردوسی پاکزاد : سپهدار توران ازان سوی جاج‬

  چنین گفت فردوسی پاکزاد که رحمت بر آن تربت پاک باد : خبردار شدن اقراسیاب از کشته شدن پیران و بزرگان تورانی *‫ ‫‬‫‫‫سپهدار توران ازان سوی جاج‬ ‫نشسته برام بر تخت عاج‬ ‫دوباره ز لشکر هزاران هزار‬ ‫سپه ...

Read More »

چنین گفت فردوسی پاکزاد : تو از کار کيخسرو اندازه گير‬

  چنین گفت فردوسی پاکزاد که رحمت بر آن تربت پاک باد : لشگر آرایی کیخسرو برای اتمام کار افراسیاب *‫ ‫‬‫‫‫ ‫تو از کار کيخسرو اندازه گير‬ ‫کهن گشته کار جهان تازه گير‬ ‫که کين پدر باز جست از ...

Read More »

چنین گفت فردوسی پاکزاد : ازان پس خروش آمد از ديده گاه‬

  چنین گفت فردوسی پاکزاد که رحمت بر آن تربت پاک باد : داستان دوازده رخ رسیدن بیژن و گستهم به نزد کیخسرو *‫ ‫‬‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫ ‫ازان پس خروش آمد از ديده گاه‬ ‫که گرد سواران برآمد ز راه‬ ‫سه اسب ...

Read More »

چنین گفت فردوسی پاکزاد : فرستاده آمد بنزديک شاه‬

  چنین گفت فردوسی پاکزاد که رحمت بر آن تربت پاک باد : داستان دوازده رخ طلب بخشش سربازان تورانی از کیخسرو *‫ ‫‬‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫فرستاده آمد بنزديک شاه‬ ‫خردمند مردی ز توران سپاه‬ ‫که ما شاه را بنده و چاکريم‬ ‫زمين ...

Read More »

چنین گفت فردوسی پاکزاد : چو از روزنه ساعت اندر گذشت‬

  چنین گفت فردوسی پاکزاد که رحمت بر آن تربت پاک باد : داستان دوازده رخ رسیدن کیخسرو به محل نبرد گودرز و تورانیان *‫ ‫‬‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫چو از روزنه ساعت اندر گذشت‬ ‫خور از گنبد چرخ گردان بگشت‬ ‫جهاندار خسرو بنزد ...

Read More »

چنین گفت فردوسی پاکزاد : بزين بر چنان خسته بد گستهم‬

  چنین گفت فردوسی پاکزاد که رحمت بر آن تربت پاک باد : داستان دوازده رخ برگردانیدن گستهم و دو تورانی کشته بسوی سپاهیان ایران زمین توسط بیژن *‫ ‫‬‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫بزين بر چنان خسته بد گستهم‬ ‫که بگسست خواهد تو گفتی ...

Read More »

چنین گفت فردوسی پاکزاد : بگيو آگهی شد که بيژن چو گرد‬

  چنین گفت فردوسی پاکزاد که رحمت بر آن تربت پاک باد : داستان دوازده رخ کشته شدن لهاک و فرشيدورد‬ در مبارزه با گستهم *‫ ‫‬‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫بگيو آگهی شد که بيژن چو گرد‬ ‫کمر بست بر جنگ فرشيدورد‬ ‫پس گستهم ...

Read More »

چنین گفت فردوسی پاکزاد : چو ترکان شنيدند زيشان سخن‬

  چنین گفت فردوسی پاکزاد که رحمت بر آن تربت پاک باد : داستان دوازده رخ فرار لهاک و فرشيدورد‬ بسمت توران زمین *‫ ‫‬‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫چو ترکان شنيدند زيشان سخن‬ ‫يکی نيک پاسخ فگندند بن‬ ‫که سالار با ده يل نامدار‬ ...

Read More »

چنین گفت فردوسی پاکزاد : همه کينه جويان پرخاشجوی‬

  چنین گفت فردوسی پاکزاد که رحمت بر آن تربت پاک باد : داستان دوازده رخ تصمیم تورانیان به زینهار خواستن پس از کشته شدن پیران *‫ ‫‬‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫همه کينه جويان پرخاشجوی‬ ‫ز بالا بلشکر نهادند روی‬ ‫ابا کشتگان بسته بر ...

Read More »

چنین گفت فردوسی پاکزاد : ‫ششم بيژن گيو و رويين دمان‬

  چنین گفت فردوسی پاکزاد که رحمت بر آن تربت پاک باد : داستان دوازده رخ کشته شدن پیران بدست گودرز *‫ ‫‬‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫ ‫ششم بيژن گيو و رويين دمان‬ ‫بزه برنهادند هر دو کمان‬ ‫چپ و راست گشتند يک با ...

Read More »

چنین گفت فردوسی پاکزاد : دليران توران و کنداوران‬‬

  چنین گفت فردوسی پاکزاد که رحمت بر آن تربت پاک باد : داستان دوازده رخ پیروزی پنج دلاور ایرانی در نبرد تن به تن *‫ ‫‬‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫ دليران توران و کنداوران‬ ‫ابا گرز و تيغ و پرنداوران‬ ‫که گر کوه ...

Read More »

چنین گفت فردوسی پاکزاد : کنون با سپاهی چنين کينه جوی‬

  چنین گفت فردوسی پاکزاد که رحمت بر آن تربت پاک باد : داستان دوازده رخ آماده شدن گودرز برای مبارزه تن به تن با پیران *‫ ‫‬‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫کنون با سپاهی چنين کينه جوی‬ ‫بيامد بروی اندر آورد روی‬ ‫چو با ...

Read More »

چنین گفت فردوسی پاکزاد : دو سالار هر دو زکينه بدرد‬

  چنین گفت فردوسی پاکزاد که رحمت بر آن تربت پاک باد : داستان دوازده رخ آماده شدن دلاوران ایرانی برای شروع مجدد نبرد *‫ ‫‬‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫ ‫دو سالار هر دو زکينه بدرد‬ ‫همی روی بر گاشتند از نبرد‬ ‫يکی سوی ...

Read More »

چنین گفت فردوسی پاکزاد : چو آواز پيران بديشان رسيد‬

  چنین گفت فردوسی پاکزاد که رحمت بر آن تربت پاک باد : داستان دوازده رخ جنگ دلاوران ایران و توران تا فرارسیدن شب *‫ ‫‬‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫چو آواز پيران بديشان رسيد‬ ‫دل نامداران ز کين بردميد‬ ‫برفتند و گفتند گر جان ...

Read More »