Home / Tag Archives: عطّار

Tag Archives: عطّار

سروده ای ازشیخ فریدالدین عطار نیشابوری : چنین گفتست نوشروان عادل

چنین گفتست نوشروان عادل که گر میری ز درویشی قاتل ترا بهتر بوَد آن زخم شمشیر که از نان فرومایه شوی سیر مشو با اهل دنیا در ستیزه که مرداریست و مشتی کِرم ریزه بیک ره اهل دنیا در ریاست ...

Read More »

سروده ای ازشیخ فریدالدین عطار نیشابوری : پسر را گفت حلّاج نکوکار

پسر را گفت حلّاج نکوکار بچیزی نفس را مشغول میدار وگرنه او ترا معزول دارد بصد ناکردنی مشغول دارد که تو در ره نهٔ مرد قوی ذات که تنها دم توانی زد بمیقات ترا تا نفس می‌ماند خیالی بوَد در ...

Read More »

سروده ای ازشیخ فریدالدین عطار نیشابوری : چو کردی اربعین اول آغاز

چو کردی اربعین اول آغاز ز هر کس تا توانی پوش آن راز در آن مدت که آن خواهی برآورد بکم خوردن ترا باید سرآورد بباید احتیاط طعمه کردن پس آنگه لقمه‌ها بر خود شمردن کنی هر شب بتدریج اندکی ...

Read More »

سروده ای ازشیخ فریدالدین عطار نیشابوری : مراد رهروان در فعل و طاعات

مراد رهروان در فعل و طاعات مقاماتست و اوقاتست و حالات مقامات اختصاص خاص باشد که صاحب وقت خاص الخاص باشد چو صاحب حال گشت و مرتبت یافت ورای فقر ذوق و مسکنت یافت چو مسکین گشت و شد یکباره ...

Read More »

سروده ای ازشیخ فریدالدین عطار نیشابوری : یکی مجنون که رفتی در ملامت

یکی مجنون که رفتی در ملامت بدو گفتند فردای قیامت کسی باشد که ده ساله نماز او منادی می‌کند شیب و فراز او بیک گرده ازو نخرد کسی آن بگوید بر سر مجمع بسی آن جوابش داد مجنون کان نیرزد ...

Read More »

سروده ای ازشیخ فریدالدین عطار نیشابوری : سپهر معرفت خورشید انور

سپهر معرفت خورشید انور امیرالمؤمنین کرّار صفدر امام مطلق ارباب بینش بدانش آفتاب آفرینش چو او شیر حق آمد داغ حق داشت بمردی و جوانمردی سبق داشت اسد چون خانهٔ خورشید باشد علی کالشمس ازو جاوید باشد چو اصل اهل ...

Read More »

سروده ای ازشیخ فریدالدین عطار نیشابوری : علوم دین بگویم با تو ای یار

  علوم دین بگویم با تو ای یار تو این اسرار از من گوش میدار علوم باطنی را گوش میدار علوم ظاهری فرموش میدار ز علم باطنی ای یار انور چنین گفتند دانایان رهبر که علم دین بود دانستن راه ...

Read More »

سروده ای ازشیخ فریدالدین عطار نیشابوری : یکی دلقی و دو نان و سجاده

  یکی دلقی و دو نان و سجاده چو دانا گوشهٔ عزلت فتاده بترک جمله بایداکردی یار ارادت را نشاید جز که اینکار بدان ای طالب راه سعادت که آمد اصل کارت با سه عادت نخستین آنکه اندک خوار گردی ...

Read More »

سروده ای ازشیخ فریدالدین عطار نیشابوری : لباس زاهدان و رنگ پوشان

لباس زاهدان و رنگ پوشان که باشد سینه‌شان از شوق جوشان دوتائی باید اول در نمایش که تا پیدا شود در ره گشایش چو گردش در نهادش گشت پیدا بود هر لحظهٔ حیران و شیدا مرقع بایدش پوشید فی الحال ...

Read More »

سروده ای ازشیخ فریدالدین عطار نیشابوری : کسی کو صاحب این درد باشد

کسی کو صاحب این درد باشد درونش از دو عالم فرد باشد هر آنکو طالب این کار نبود مقامش اندرین ره یار نبود نمایش باشد از اول قدمگاه پس آنگه گردشش باشد بناگاه چو گردید او روش پیدا کند زود ...

Read More »

سروده ای ازشیخ فریدالدین عطار نیشابوری : بدان کانسان کامل انبیا بود

  بدان کانسان کامل انبیا بود ولی بهتر ز جمله مصطفی بود به عالم انبیا بسیار بودند نه جمله واقف اسرار بودند ولیکن شش پیمبر در طریقت شدند مأمور اسرار شریعت نخستین این ندا در داد آدم بگسترد او شریعت ...

Read More »