Home / Tag Archives: طره مشکین نباشد بر رخ جانان غریب

Tag Archives: طره مشکین نباشد بر رخ جانان غریب

سروده ای از خواجوی کرمانی : طره مشکین نباشد بر رخ جانان غریب

طره مشکین نباشد بر رخ جانان غریب زانک نبود سنبل سیراب در بستان غریب ای که گفتی گرد لعلش خط مشگین از چه روست خضر نبود برکنار چشمهٔ حیوان غریب گر بنالم در هوای طلعتش عیبم مکن در بهاران نبود ...

Read More »