Home / Tag Archives: شعر (page 5)

Tag Archives: شعر

سروده ای از مولانا جلال الدین محمد بلخی (مولوی) : در خلوت رفتن داود تا آنچ حقست پیدا شود

‫ ‬‫ در خلوت رفتن داود تا آنچ حقست پیدا شود . در فرو بست و برفت آنگه شتاب سوی محراب و دعای مستجاب حق نمودش آنچ بنمودش تمام گشت واقف بر سزای انتقام روز دیگر جمله خصمان آمدند پیش ...

Read More »

سروده ای از رازق فانی : آرزو

  آرزو . من دلم میخواهد از میان انحنای کوچه های احساس سنگ غم بردارم و بیندازم دور تاکه شاید روزی جاده عشق صاف و هموار شود من دلم میخواهد نان و سبزی به سر سفره مردم آرم تاکه شاید ...

Read More »

سروده ای از مولانا جلال الدین محمد بلخی (مولوی) : تضرع آن شخص از داوری داود علیه السلام

‫ ‬‫ تضرع آن شخص از داوری داود علیه السلام . سجده کرد و گفت کای دانای سوز در دل داود انداز آن فروز در دلش نه آنچ تو اندر دلم اندر افکندی براز ای مفضلم این بگفت و گریه ...

Read More »

سروده ای از مولانا جلال الدین محمد بلخی (مولوی) : حکم کردن داود علیه السلام برکشندهٔ گاو

‫ ‬‫ حکم کردن داود علیه السلام برکشندهٔ گاو . گفت داود این سخنها را بشو حجت شرعی درین دعوی بگو تو روا داری که من بی حجتی بنهم اندر شهر باطل سنتی این کی بخشیدت خریدی وارثی ریع را ...

Read More »

سروده ای از مولانا جلال الدین محمد بلخی (مولوی) : شنیدن داود علیه السلام سخن هر دو خصم وسال کردن از مدعی علیه

‫ ‬‫ شنیدن داود علیه السلام سخن هر دو خصم وسال کردن از مدعی علیه . چونک داود نبی آمد برون گفت هین چونست این احوال چون مدعی گفت ای نبی الله داد گاو من در خانه او در فتاد ...

Read More »

سروده ای از رازق فانی : فراق

  فراق . پریشانم پریشان از فراقت ندارم نای  دیگر از فراقت دلم رسوا بشد از شور عشقت روانم منبسط شد از فراقت کدامین دست خود سویت کنم من که وصلی باشد آخر از فراقت گمانم برده ای از یاد ...

Read More »