Home / Tag Archives: شعر (page 407)

Tag Archives: شعر

درجستجوی ستاره سروده ای از گیتی

شب ها پنجره را باز می کنم اسمان می نگرم در جستجوی ستاره تابانی می گردم هر چه بیشتر می نگرم کمتر می یابم می جویم به هر سمتی می چرخم ستاره ای نمی بینم نوری نمی یابم تازه می ...

Read More »

شب و تنهایی سروده ای از گیتی

شب و تنهایی و بستر فاصله و جدایی ورخوت خسته ازفاصله ها تاریکی شب بی پایان سرمای سرد زمستان رخوت درونی یک زن کوله  پر از تنهایی و هجران خسته تر از زمان قدم در سرمای زندگی می نهم به ...

Read More »

رباعیات حکیم عمرخیام : گویند کسان بهشت با حور خوش است , من میگویم که آب انگور خوش است

رباعیات حکیم عمرخیام :   گویند کسان بهشت با حور خوش است من میگویم که آب انگور خوش است این نقد بگیر ودست ازآن نسیه بردار که آواز دهل شنیدن از دور خوشست   حکیم عمر خیام  

Read More »

سروده ای از گیتی : زمان

  زمان * وقتی زمان با ضربه های تیک تاک خود بر سرم می کوبد لحظه های زود گذرش به قیمت عمر از دست رفته ام پایانی می یابد من می مانم و تفکر درون افکار نا کام جوانی به ...

Read More »