Home / Tag Archives: شعر (page 2)

Tag Archives: شعر

A Poem by Edith Wharton: Wants

  Wants WE women want too many things; And first we call for happiness, – The careless boon the hour brings, The smile, the song, and the caress. And when the fancy fades, we cry, Nay, give us one on ...

Read More »

سروده ای از مولانا جلال الدین محمد بلخی (مولوی) : منع کردن انبیا را از نصیحت کردن و حجت آوردن جبریانه

‫ ‬‫ منع کردن انبیا را از نصیحت کردن و حجت آوردن جبریانه . قوم گفتند ای نصوحان بس بود اینچ گفتید ار درین ده کس بود قفل بر دلهای ما بنهاد حق کس نداند برد بر خالق سبق نقش ...

Read More »

سروده ای از مولانا جلال الدین محمد بلخی (مولوی) : سگ زمستان جمع گردد استخوانش

‫ ‬‫ حکایت نذر کردن سگان هر زمستان کی این تابستان چون بیاید خانه سازیم از بهر زمستان را . سگ زمستان جمع گردد استخوانش زخم سرما خرد گرداند چنانش کو بگوید کین قدر تن که منم خانه‌ای از سنگ ...

Read More »

سروده ای از رازق فانی : فرشته

  فرشته همیشه مثل فرشته میمانی بی نظیر و قشنگ و رویایی ساده و مهربان و بی همتا چشمه شعری و غزل زایی آسمان مهو دیدنت گشته قلب من در تپیدنت گشته عکس تو روی ماه می افتد توی قلب ...

Read More »

سروده ای از مولانا جلال الدین محمد بلخی (مولوی) : حکایت آن دزد کی پرسیدند چه می‌کنی نیم‌شب در بن این دیوار گفت دهل می‌زنم

‫ ‬‫ حکایت آن دزد کی پرسیدند چه می‌کنی نیم‌شب در بن این دیوار گفت دهل می‌زنم . این مثل بشنو که شب دزدی عنید در بن دیوار حفره می‌برید نیم‌بیداری که او رنجور بود طقطق آهسته‌اش را می‌شنود رفت ...

Read More »

A Poem by Langston Hughes: Demand

  Demand Listen! Dear dream of utter aliveness- Touching my body of utter death- Tell me, O quickly! dream of aliveness, The flaming source of your bright breath. Tell me, O dream of utter aliveness- Knowing so well the wind ...

Read More »

سروده ای از مولانا جلال الدین محمد بلخی (مولوی) : مثلها زدن قوم نوح باستهزا در زمان کشتی ساختن

‫ ‬‫ مثلها زدن قوم نوح باستهزا در زمان کشتی ساختن . نوح اندر بادیه کشتی بساخت صد مثل‌گو از پی تسخیر بتاخت در بیابانی که چاه آب نیست می‌کند کشتی چه نادان و ابلهیست آن یکی می‌گفت ای کشتی ...

Read More »

سروده ای از مولانا جلال الدین محمد بلخی (مولوی) : بیان آنک هر کس را نرسد مثل آوردن خاصه در کار الهی

‫ ‬‫ بیان آنک هر کس را نرسد مثل آوردن خاصه در کار الهی . کی رسدتان این مثلها ساختن سوی آن درگاه پاک انداختن آن مثل آوردن آن حضرتست که بعلم سر و جهر او آیتست تو چه دانی ...

Read More »