Home / Tag Archives: شعر

Tag Archives: شعر

سروده ای از مولانا جلال الدین محمد بلخی (مولوی) : گریختن عیسی علیه السلام فراز کوه از احمقان

‫ ‬‫ گریختن عیسی علیه السلام فراز کوه از احمقان . عیسی مریم به کوهی می‌گریخت شیرگویی خون او می‌خواست ریخت آن یکی در پی دوید و گفت خیر در پیت کس نیست چه گریزی چو طیر با شتاب او …

Read More »

سروده ای از رازق فانی : تو قشنگی

  تو قشنگی   تو قشنگی به قشنگی ستاره وقتی دیدمت دلم شد پاره پاره بیا تو دلم بشین مهتاب عشقم خاطره بشه تو دلها مون دوباره توی این بارون عشقت من اسیرم می دونی بدون تو که من می …

Read More »

سروده ای از مولانا جلال الدین محمد بلخی (مولوی) : قصاص فرمودن داود علیه السلام خونی را بعد از الزام حجت برو

‫ ‬‫ قصاص فرمودن داود علیه السلام خونی را بعد از الزام حجت برو . هم بدان تیغش بفرمود او قصاص کی کند مکرش ز علم حق خلاص حلم حق گرچه مواساها کند لیک چون از حد بشد پیدا کند …

Read More »

سروده ای از مولانا جلال الدین محمد بلخی (مولوی) : گواهی دادن دست و پا و زبان بر سر ظالم هم در دنیا

‫ ‬‫ گواهی دادن دست و پا و زبان بر سر ظالم هم در دنیا . پس همینجا دست و پایت در گزند بر ضمیر تو گواهی می‌دهند چون موکل می‌شود برتو ضمیر که بگو تو اعتقادت وا مگیر خاصه …

Read More »

سروده ای از رازق فانی : خداحافظ

  خداحافظ بانو….. امشب را رهسپارم به دور دست های تاريكی درونم چرا كه شب به وسعت همه لبخند های زمين تنهاست تنهاست ………… بانو من سالهای سال است به روبروی حقيقت و به عشق وبه شب عادت دارم ای …

Read More »

A Poem by Edith Wharton: Uses

  Uses AH, from the niggard tree of Time How quickly fall the hours! It needs no touch of wind or rime To loose such facile flowers. Drift of the dead year’s harvesting, They clog to-morrow’s way, Yet serve to …

Read More »