Home / Tag Archives: شاعر افغان

Tag Archives: شاعر افغان

سروده ای از ‫لينا روزبه حيدری‬ : منفی

‫ ‫منفی‬‬‬‬ .‬ ‫‬‫ ‬‬‬ ‫در انتهای خلوت و تنهايی ثقيل زندگی‬ ‫کاشک دستی ميبود که طرح زدايش دردها را‬ ‫در سوسوی مرده يک چراغ نفتی‬ ‫زنده ميساخت‬ ‫ ‬ ‫در انتهای سرک های اين غمکده‬ ‫کاشک قامتی فرشته وار …

Read More »

سروده ای از ‫لينا روزبه حيدری‬ : ياس بنفش‬

‫ ‫ياس بنفش‬‬‬‬ .‬ ‫‬‫ ‬‬ ‫زبانم را کسی هرگز‬ ‫نمی فهمد، نميداند‬ ‫ميان تلخ عصری‬ ‫مانده ام مبهوت و سرگردان‬ ‫و با يک موج قو مانند افکاری‬ ‫که راه رفتن و پرواز را‬ ‫در هجره انديشه هايم‬ ‫باز گم …

Read More »

سروده ای از ‫لينا روزبه حيدری‬ : ميدانيم‬

‫ ‫ميدانيم‬‬‬ .‬ ‫‬‫ ‬ ‫ ‫در خانه کسی بود، نبود، ما آنيم‬ ‫از جان بگذشتيم، مگو ارزانيم‬ ‫اين غلغله از روئيش او در تن ما‬ ‫اقرار سرانگشت همان جانانيم‬ ‫آتش چو فتد در بر ما بيم مدار‬ ‫در نيمه …

Read More »

سروده ای از رازق فانی : فرشته

  فرشته همیشه مثل فرشته میمانی بی نظیر و قشنگ و رویایی ساده و مهربان و بی همتا چشمه شعری و غزل زایی آسمان مهو دیدنت گشته قلب من در تپیدنت گشته عکس تو روی ماه می افتد توی قلب …

Read More »

سروده ای از ‫لينا روزبه حيدری‬ : کی هستم‬

‫ ‫کی هستم‬‬ .‬ ‫‬‫ ‬ ‫بنام تو بر اين ديوان نشستم‬ ‫از اين بودن، از اين بودن چه مستم‬ ‫ ‬ ‫تمام عمر من يک موج درياست‬ ‫خودم بودم، خودم ماندم، شکستم‬ ‫ ‬ ‫همان صياد رحمانی که صيدم‬ …

Read More »

سروده ای از رازق فانی : وقتی تو هستی

  وقتی تو هستی حال من خوب است اما با تو بهتر میشوم آخ میبینمت یک جور دیگر میشوم با تو حس شعر در من بیشتر گل میکند یاسم….باران که میبارد معطر میشوم در لباس مشکی از من بیشتر دل …

Read More »

سروده ای از رازق فانی : دفتر شعر

  دفتر شعر تمام دفتر شعرم ، سیاه از نام زیبایت میان این همه عاشق ، منم پنهان و پیدایت بیایم من به دیدارت بمان در انتظار من ، دمی هم یاد ما را کن منم آشفته ، شیدایت نمی …

Read More »

سروده ای از رازق فانی : تو قشنگی

  تو قشنگی   تو قشنگی به قشنگی ستاره وقتی دیدمت دلم شد پاره پاره بیا تو دلم بشین مهتاب عشقم خاطره بشه تو دلها مون دوباره توی این بارون عشقت من اسیرم می دونی بدون تو که من می …

Read More »

سروده ای از رازق فانی : خداحافظ

  خداحافظ بانو….. امشب را رهسپارم به دور دست های تاريكی درونم چرا كه شب به وسعت همه لبخند های زمين تنهاست تنهاست ………… بانو من سالهای سال است به روبروی حقيقت و به عشق وبه شب عادت دارم ای …

Read More »

سروده ای از رازق فانی : آرزو

  آرزو . من دلم میخواهد از میان انحنای کوچه های احساس سنگ غم بردارم و بیندازم دور تاکه شاید روزی جاده عشق صاف و هموار شود من دلم میخواهد نان و سبزی به سر سفره مردم آرم تاکه شاید …

Read More »

سروده ای از رازق فانی : دو قناری

  دو قناری . توی جنگلی پر از عشق روی شاخه های احساس تو حریم دلنواز و عاشقانه گل یاس زیر قطره های پاک و گرم بارون بهاری همقصم شدن که با هم بمونن دوتا قناری چه شبا که این …

Read More »