Home / Tag Archives: ریچارد براتیگان

Tag Archives: ریچارد براتیگان

سروده ای از ریچارد براتیگان : بر يونانيت گريه مكن

بر يونانيّت گريه مكن * بر يونانيّت گريه مكن بر يونانيان اشك مريز هنگامى كه انديشناك‏شان مى‏ يابى. بر يونانيّت اشك مريز هنگامى كه به زانو درمى‏ آيد كارد در استخوان و بند بر گردن. بر يونانيت اشك مريز، نگاه ...

Read More »

سروده ای از ریچارد براتیگان : شامگاهانی فراوان

شامگاهانی فراوان * پیرزنی/ می‌نشیند بر صندلی گهواره‌ای در ایوانِ کلبه‌ای قدیمی. ستاره‌ها را تماشا می‌کند که فانوس‌هاشان را در آسمانِ پاک شامگاهی فرازِ صنوبرانِ تپه می‌افروزند. پیرزن/ به یاد دارد شامگاهانی فراوان را. Richard Brautigan مترجم : سیداحمد نادمی

Read More »

سروده ای از ریچارد براتیگان : خانه ای جدید در آمریکا

خانه ای جدید در آمریکا . درهایی هست که می خواهند از لولاهایشان فرار کنند و با بهترین ابرها بپرند. پنجره هایی هست که می خواهند از قاب هایشان رها شوند و در علفزارهای بک کانتری با آهوان بدوند. دیوارهایی ...

Read More »

داستان کوتاه : شرکا اثر ریچارد براتیگان

  شرکا خیلی خوشم می‌آید که بنشینم توی سینماهای ارزان آمریکا که مردمش با تماشای فیلم، الیزابتی زندگی می‌کنند و الیزابتی می‌میرند . توی خیابان مارکت یک سینما هست که آن‌جا با یک دلار می‌شود چهارتا فیلم دید . اصلاً ...

Read More »

داستان کوتاه : سرجوخه اثر ریچارد براتیگان

  سرجوخه روزگاری‌ دلم‌ می‌خواست‌ ژنرال‌ شوم . سالهای‌ اول‌ جنگ‌ جهانی‌ دوم‌ که‌ درتاکوما به‌ مدرسه‌ ابتدایی‌ می‌رفتم، بسیج‌ عمومی‌بازیافت کاغذ راه‌ انداخته‌ بودند که‌ همه‌ چیزش‌ به‌ ارتش‌ شباهت‌ داشت . خیلی‌ جالب‌ بود و کارها را اینطور ...

Read More »

داستان کوتاه : اوراق‌فروشی کلیولند اثر ریچارد براتیگان

  اوراق‌فروشی کلیولند   تا همین چندی پیش تنها اطلاع من از اوراق‌فروشی کلیولند از طریق تک و توک دوستانی بود که چیزهایی از آنجا خریده بودند . یکیشان یک پنجره بزرگ خرید: قاب و شیشه و بقیه به چند ...

Read More »