Home / Tag Archives: دیوان اشعار

Tag Archives: دیوان اشعار

سروده ای از رازق فانی : فراق

  فراق . پریشانم پریشان از فراقت ندارم نای  دیگر از فراقت دلم رسوا بشد از شور عشقت روانم منبسط شد از فراقت کدامین دست خود سویت کنم من که وصلی باشد آخر از فراقت گمانم برده ای از یاد ...

Read More »

سروده ای از مولانا جلال الدین محمد بلخی (مولوی) : شنیدن دقوقی در میان نماز افغان آن کشتی کی غرق خواست شدن

‫ ‬‫ شنیدن دقوقی در میان نماز افغان آن کشتی کی غرق خواست شدن . آن دقوقی در امامت کرد ساز اندر آن ساحل در آمد در نماز و آن جماعت در پی او در قیام اینت زیبا قوم و ...

Read More »

سروده ای از مولانا جلال الدین محمد بلخی (مولوی) : انبیا گویند روز چاره رفت

‫ ‬‫ بیان اشارت سلام سوی دست راست در قیامت از هیبت محاسبه حق از انبیا استعانت و شفاعت خواستن . انبیا گویند روز چاره رفت چاره آنجا بود و دست‌افزار زفت مرغ بی‌هنگامی ای بدبخت رو ترک ما گو ...

Read More »

سروده ای از مولانا جلال الدین محمد بلخی (مولوی) : اقتدا کردن قوم از پس دقوقی

‫ ‬‫ اقتدا کردن قوم از پس دقوقی . پیش در شد آن دقوقی در نماز قوم همچون اطلس آمد او طراز اقتدا کردند آن شاهان قطار در پی آن مقتدای نامدار چونک با تکبیرها مقرون شدند همچو قربان از ...

Read More »