Home / Tag Archives: دیوان اشعار

Tag Archives: دیوان اشعار

سروده ای از مولانا جلال الدین محمد بلخی (مولوی) : رفت لقمان سوی داود صفا

‫   ‬‫صبرکردن لقمان چون دید کی داود حلقه‌ها می‌ساخت از سال کردن با این نیت کی صبر از سال موجب فرج باشد . رفت لقمان سوی داود صفا دید کو می‌کرد ز آهن حلقه‌ها جمله را با همدگر در ...

Read More »

سروده ای از مولانا جلال الدین محمد بلخی (مولوی) : قصهٔ خواندن شیخ ضریر مصحف را در رو و بینا شدن وقت قرائت

‫   ‬‫قصهٔ خواندن شیخ ضریر مصحف را در رو و بینا شدن وقت قرائت . دید در ایام آن شیخ فقیر مصحفی در خانهٔ پیری ضریر پیش او مهمان شد او وقت تموز هر دو زاهد جمع گشته چند ...

Read More »

سروده ای از مولانا جلال الدین محمد بلخی (مولوی) : عذر گفتن شیخ بهر ناگریستن بر فرزندان

‫   ‬‫عذر گفتن شیخ بهر ناگریستن بر فرزندان . شیخ گفت او را مپندار ای رفیق که ندارم رحم و مهر و دل شفیق بر همه کفار ما را رحمتست گرچه جان جمله کافر نعمتست بر سگانم رحمت و ...

Read More »

سروده ای از مولانا جلال الدین محمد بلخی (مولوی) : جزع ناکردن شیخی بر مرگ فرزندان خود

‫   ‬‫جزع ناکردن شیخی بر مرگ فرزندان خود . بود شیخی رهنمایی پیش ازین آسمانی شمع بر روی زمین چون پیمبر درمیان امتان در گشای روضهٔ دار الجنان گفت پیغامبر که شیخ رفته پیش چون نبی باشد میان قوم ...

Read More »

سروده ای از مولانا جلال الدین محمد بلخی (مولوی) : هین عزیرا در نگر اندر خرت

‫   ‬‫اجتماع اجزای خر عزیر علیه السلام بعد از پوسیدن باذن الله و درهم مرکب شدن پیش چشم عزیر علیه السلام . هین عزیرا در نگر اندر خرت که بپوسیدست و ریزیده برت پیش تو گرد آوریم اجزاش را ...

Read More »

سروده ای از مولانا جلال الدین محمد بلخی (مولوی) : سبب جرات ساحران فرعون بر قطع دست و پا

‫   ‬‫سبب جرات ساحران فرعون بر قطع دست و پا . ساحران را نه که فرعون لعین کرد تهدید سیاست بر زمین که ببرم دست و پاتان از خلاف پس در آویزم ندارمتان معاف او همی‌پنداشت کایشان در همان ...

Read More »