Home / Tag Archives: داستان های شاهنامه (page 2)

Tag Archives: داستان های شاهنامه

داستان های شاهنامه فردوسی به نثر : حرکت سپاه ایران به سمت روم

  چون موبد سوگواری را تمام کرد، نامه قباد را خواندند و بشاھی کسری آفرین خواندند. بزرگان گیتی در دربار جمع شدند و کسری خطاب به ایشان گفت: اگر به زیردستان بیدادگری کنید، این نشانه بی خردی و دشمنی با ...

Read More »

داستان های شاهنامه فردوسی به نثر : سفر بهرام گور بعنوان فرستاده به هندوستان

  بزرگان ترک نزد بھرام رفته و به او گفتند که خاقان گناھکار بود و اکنون اسیر توست. تو خون بیگناھان را مریز و اگر از ما باژ می خواھی، خواھیم داد. شاه دلش سوخت و باژ ھرساله آنان را ...

Read More »

داستان های شاهنامه فردوسی به نثر : جانشینان شاپور ذوالاکتاف تا تولد بهرام گور

  قیصر چون شاپور را دربند کرد، به ایران حمله کرد و تا آنجا که توانست کشتار کرد.بعد از مدتی، دخترک وشاپور، روزی که مردم به تماشای جشن رفته و شھر خلوت شده بود، باھم از آن خانه گریختند.آن دو، ...

Read More »

داستان های شاهنامه فردوسی به نثر : جانشینان شاپور تا سلطنت شاپور ذوالاکتاف

  در شوشتر رود پھنی بود که ماھی نمیتواست از یکطرف به طرف دیگر آن برود.به برانوش دستور داد با کمک مھندسان رومی، روی این رود، پلی بنا کند و پس از آن به مملکت خودش بازگردد.شاپور برای رفاه مردم ...

Read More »

داستان های شاهنامه فردوسی به نثر : پیروزی اردشیر بابکان بر اردوان

    اردوان چون از خواب بیدار شد، گلنار را ندید و دبیر بزرگ به او خبر داد که گنجور او با اردشیر رفته است. اردوان برآشفت و با سواران جنگی فراوان به دنبال آنھا رفتند.در راه از مردم پرسید، ...

Read More »