Home / Tag Archives: داستان دوازده رخ‬

Tag Archives: داستان دوازده رخ‬

چنین گفت فردوسی پاکزاد : ازان پس خروش آمد از ديده گاه‬

  چنین گفت فردوسی پاکزاد که رحمت بر آن تربت پاک باد : داستان دوازده رخ رسیدن بیژن و گستهم به نزد کیخسرو *‫ ‫‬‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫ ‫ازان پس خروش آمد از ديده گاه‬ ‫که گرد سواران برآمد ز راه‬ ‫سه اسب ...

Read More »

چنین گفت فردوسی پاکزاد : فرستاده آمد بنزديک شاه‬

  چنین گفت فردوسی پاکزاد که رحمت بر آن تربت پاک باد : داستان دوازده رخ طلب بخشش سربازان تورانی از کیخسرو *‫ ‫‬‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫فرستاده آمد بنزديک شاه‬ ‫خردمند مردی ز توران سپاه‬ ‫که ما شاه را بنده و چاکريم‬ ‫زمين ...

Read More »

چنین گفت فردوسی پاکزاد : چو از روزنه ساعت اندر گذشت‬

  چنین گفت فردوسی پاکزاد که رحمت بر آن تربت پاک باد : داستان دوازده رخ رسیدن کیخسرو به محل نبرد گودرز و تورانیان *‫ ‫‬‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫چو از روزنه ساعت اندر گذشت‬ ‫خور از گنبد چرخ گردان بگشت‬ ‫جهاندار خسرو بنزد ...

Read More »

چنین گفت فردوسی پاکزاد : بزين بر چنان خسته بد گستهم‬

  چنین گفت فردوسی پاکزاد که رحمت بر آن تربت پاک باد : داستان دوازده رخ برگردانیدن گستهم و دو تورانی کشته بسوی سپاهیان ایران زمین توسط بیژن *‫ ‫‬‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫بزين بر چنان خسته بد گستهم‬ ‫که بگسست خواهد تو گفتی ...

Read More »

چنین گفت فردوسی پاکزاد : بگيو آگهی شد که بيژن چو گرد‬

  چنین گفت فردوسی پاکزاد که رحمت بر آن تربت پاک باد : داستان دوازده رخ کشته شدن لهاک و فرشيدورد‬ در مبارزه با گستهم *‫ ‫‬‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫بگيو آگهی شد که بيژن چو گرد‬ ‫کمر بست بر جنگ فرشيدورد‬ ‫پس گستهم ...

Read More »

چنین گفت فردوسی پاکزاد : چو ترکان شنيدند زيشان سخن‬

  چنین گفت فردوسی پاکزاد که رحمت بر آن تربت پاک باد : داستان دوازده رخ فرار لهاک و فرشيدورد‬ بسمت توران زمین *‫ ‫‬‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫چو ترکان شنيدند زيشان سخن‬ ‫يکی نيک پاسخ فگندند بن‬ ‫که سالار با ده يل نامدار‬ ...

Read More »

چنین گفت فردوسی پاکزاد : همه کينه جويان پرخاشجوی‬

  چنین گفت فردوسی پاکزاد که رحمت بر آن تربت پاک باد : داستان دوازده رخ تصمیم تورانیان به زینهار خواستن پس از کشته شدن پیران *‫ ‫‬‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫همه کينه جويان پرخاشجوی‬ ‫ز بالا بلشکر نهادند روی‬ ‫ابا کشتگان بسته بر ...

Read More »

چنین گفت فردوسی پاکزاد : ‫ششم بيژن گيو و رويين دمان‬

  چنین گفت فردوسی پاکزاد که رحمت بر آن تربت پاک باد : داستان دوازده رخ کشته شدن پیران بدست گودرز *‫ ‫‬‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫ ‫ششم بيژن گيو و رويين دمان‬ ‫بزه برنهادند هر دو کمان‬ ‫چپ و راست گشتند يک با ...

Read More »

چنین گفت فردوسی پاکزاد : دليران توران و کنداوران‬‬

  چنین گفت فردوسی پاکزاد که رحمت بر آن تربت پاک باد : داستان دوازده رخ پیروزی پنج دلاور ایرانی در نبرد تن به تن *‫ ‫‬‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫ دليران توران و کنداوران‬ ‫ابا گرز و تيغ و پرنداوران‬ ‫که گر کوه ...

Read More »

چنین گفت فردوسی پاکزاد : کنون با سپاهی چنين کينه جوی‬

  چنین گفت فردوسی پاکزاد که رحمت بر آن تربت پاک باد : داستان دوازده رخ آماده شدن گودرز برای مبارزه تن به تن با پیران *‫ ‫‬‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫کنون با سپاهی چنين کينه جوی‬ ‫بيامد بروی اندر آورد روی‬ ‫چو با ...

Read More »

چنین گفت فردوسی پاکزاد : دو سالار هر دو زکينه بدرد‬

  چنین گفت فردوسی پاکزاد که رحمت بر آن تربت پاک باد : داستان دوازده رخ آماده شدن دلاوران ایرانی برای شروع مجدد نبرد *‫ ‫‬‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫ ‫دو سالار هر دو زکينه بدرد‬ ‫همی روی بر گاشتند از نبرد‬ ‫يکی سوی ...

Read More »

چنین گفت فردوسی پاکزاد : چو آواز پيران بديشان رسيد‬

  چنین گفت فردوسی پاکزاد که رحمت بر آن تربت پاک باد : داستان دوازده رخ جنگ دلاوران ایران و توران تا فرارسیدن شب *‫ ‫‬‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫چو آواز پيران بديشان رسيد‬ ‫دل نامداران ز کين بردميد‬ ‫برفتند و گفتند گر جان ...

Read More »

چنین گفت فردوسی پاکزاد : چز بشنيد گيو اين سخن بردميد‬

  چنین گفت فردوسی پاکزاد که رحمت بر آن تربت پاک باد : داستان دوازده رخ فرار پیران از مقابل گیو *‫ ‫‬‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫چز بشنيد گيو اين سخن بردميد‬ ‫ز لشکر يکی نامور برگزيد‬ ‫کجا نام او بود فرهاد گرد‬ ‫بخواند ...

Read More »

چنین گفت فردوسی پاکزاد : فرستاده بنشيند پيغام شاه‬

  چنین گفت فردوسی پاکزاد که رحمت بر آن تربت پاک باد : داستان دوازده رخ آغاز جنگ سواران گودرز و پیران *‫ ‫‬‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫فرستاده بنشيند پيغام شاه‬ ‫بيامد بر پهلوان سپاه‬ ‫بپيش اندر آمد بسان شمن‬ ‫خميده چو از بار ...

Read More »

چنین گفت فردوسی پاکزاد : چو آن پاسخ نامه گشت اسپری‬

  چنین گفت فردوسی پاکزاد که رحمت بر آن تربت پاک باد : داستان دوازده رخ پیام افراسیاب به پیران *‫ ‫‬‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫چو آن پاسخ نامه گشت اسپری‬ ‫فرستاده آمد بسان پری‬ ‫کمر بر ميان با ستور نوند‬ ‫ز مردان به ...

Read More »

چنین گفت فردوسی پاکزاد : بدو گفت نزديک گودرز شو‬

  چنین گفت فردوسی پاکزاد که رحمت بر آن تربت پاک باد : داستان دوازده رخ نپذیرفتن حرفهای پیران و اعلام آمادگی برای جنگ از سوی گودرز *‫ ‫‬‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫بدو گفت نزديک گودرز شو‬ ‫سخن گوی هشيار و پاسخ شنو‬ ‫چو ...

Read More »

چنین گفت فردوسی پاکزاد : بپيران رسيد آگهی زين سخن‬

  چنین گفت فردوسی پاکزاد که رحمت بر آن تربت پاک باد : داستان دوازده رخ پیام پیران به گودرز برای مکرو حیله *‫ ‫‬‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫بپيران رسيد آگهی زين سخن‬ ‫که سالار ايران چه افگند بن‬ ‫ازان آگهی شد دلش پرنهيب‬ ...

Read More »

چنین گفت فردوسی پاکزاد : چو از پيش خسرو برون شد هجير‬

  چنین گفت فردوسی پاکزاد که رحمت بر آن تربت پاک باد : داستان دوازده رخ شادی گودرز از نامه شاه و آماده شدن برای نبرد با تورانیان *‫ ‫‬‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫ چو از پيش خسرو برون شد هجير‬ ‫سپهبد همی رای ...

Read More »