web stats
Home / Literature / پروین اعتصامی

پروین اعتصامی

پروین اعتصامی

سروده ای از پروین اعتصامی : روح آزرده

‫ ‫روح آزرده . ‫ ‫بشکوه گفت جوانی فقير با پيری‬ ‫بروزگار، مرا روی شادمانی نيست ‬ ‫بلای فقر، تنم خسته کرد و روح بکشت‬ ‫بمرگ قانعم، آن نيز رايگانی نيست‬ ‫کسی بمثل من اندر نبردگاه جهان ‫سياه روز بلاهای ...

Read More »

سروده ای از پروین اعتصامی : ذره‬

‫ ‫ذره‬ . ‫ ‫ ‫ ‫ ‫شنيده ايد که روزی بچشمه ی خورشيد‬ ‫برفت ذره بشوقی فزون بمهمانی‬ ‫ نرفته نيمرهی، باد سرنگونش کرد‬ ‫سبک قدم نشده، ديد بس گرانجانی‬ ‫ گهی، رونده سحابی گرفت چهره ی مهر ‫گهی، ...

Read More »

سروده ای از پروین اعتصامی : ديوانه و زنجير‬

‫ ‫ديوانه و زنجير‬ . ‫ ‫ ‫گفت با زنجير، در زندان شبی ديوانه ای عاقلان پيداست، کز ديوانگان ترسيده اند‬ ‫ من بدين زنجير ارزيدم که بستندم بپای‬ ‫کاش ميپرسيد کس، کايشان بچند ارزيده اند‬ ‫ دوش سنگی چند ...

Read More »

سروده ای از پروین اعتصامی : دزد خانه‬

‫ ‫ دزد خانه‬ ‫ * ‫‫ ‫‬ ‫حکايت کرد سرهنگی به کسری‬ ‫که دشمن را ز پشت قلعه رانديم‬ ‫ فراريهای چابک را گرفتيم‬ گرفتاران مسکين را رهانديم‬ ‫ به خون کشتگان، شمشير شستيم‬ ‫بر آتشهای کين، آبی فشانديم‬ ...

Read More »