web stats
Home / Literature / ملک الشعرای بهار

ملک الشعرای بهار

ملک الشعرای بهار

سروده ای از ملک الشعرای بهار : زال زمستان گریخت از دم بهمن

زال زمستان گریخت از دم بهمن آمد اسفند مه به فر تهمتن خور به فلک تاخت همچو رای پشوتن آتش زردشت دی فسرد به گلشن سبزه چو گشتاسب خیمه زد به گلستان قائد نوروز چتر آینه‌گون زد ماه سفندارمذ طلایه ...

Read More »

سروده ای از ملک الشعرای بهار : دوشینه ز رنج دهر بدخواه

  دوشینه ز رنج دهر بدخواه رفتم سوی بوستان نهانی تا وارهم از خمار جانکاه در لطف و هوای بوستانی دیدم گلهای نغز و دلخواه خندان ز طراوت جوانی مرغان لطیف‌طبع آگاه نالان به نوای باستانی بر آتش روی گل ...

Read More »

سروده ای از ملک الشعرای بهار : بیایید ای کبوترهای دلخواه

  بیایید ای کبوترهای دلخواه بدن کافورگون، پاها چو شنگرف بپرید از فراز بام و ناگاه به گرد من فرود آیید چون برف سحرگاهان که این مرغ طلایی فشاند پر ز روی برج خاور ببینمتان به قصد خودنمایی کشیده سر ...

Read More »