Home / Literature / فروغی بسطامی

فروغی بسطامی

سروده ای از فروغی بسطامی : بنشست و ز رخ پرده برانداخته برخاست

بنشست و ز رخ پرده برانداخته برخاست کار من دل سوخته را ساخته برخاست ماهی است چو با طلعت افروخته بنشست سروی است چو با قامت افراخته برخاست پیداست ز بالیدن بالای بلندش کز بهر هلاک من دلباخته برخاست چشمش …

Read More »