Home / Literature / صائب تبریزی

صائب تبریزی

صائب تبریزی

سروده ای از صائب تبریزی : گردباد دامن صحرای بی‌سامانیم

  گردباد دامن صحرای بی‌سامانیم هیچ کس را دل نمی‌سوزد به سرگردانیم چون فلاخن سنگ باشد شهپر پرواز من هست در وقت گرانبها سبک جولانیم راز پنهانی که دارم در دل روشن، چو آب بی‌تامل می‌توان خواند از خط پیشانیم …

Read More »

سروده ای از صائب تبریزی : زهی رویت بهار زندگانی

  زهی رویت بهار زندگانی به لعلت زنده، نام بی‌نشانی دو روزی شوق اگر از پا نشیند شود ارزان متاع سرگرانی بدآموز هوس عاشق نگردد نمی‌آید ز گلچین باغبانی تجلی سنگ را نومید نگذاشت مترس از دور باش لن‌ترانی شراب …

Read More »