web stats

گل‌رخسار

سروده ای از گل‌رخسار : شاهنامه

  شاهنامه شاهنامه سخن است، سخن بی مرگی. شاهنامه روح است، به تن بی مرگی. شاهنامه وطن است، وطن بی مرگی. آری، آری، شاهنامه وطن است! وطنی کز من و تو، نتوانند به شمشير و به تزوير، ربودن. شاهنامه خرد ...

Read More »

سروده ای از گل‌رخسار : ايران

ايران ای ميهن سبز مهر ای شه‌رگ نبض شعر ای دور به جان نزديک ای نور دل و ديده در هر ورق سنگت شعری است اهورايی. از هر وجب خاکت، يک نابغه روييده، ايران عزيز من، ای جان عزيز من! ...

Read More »

سروده ای از گل‌رخسار : خوش نامم و بدنامم؛ جانانه تنهايی

خوش نامم و بدنامم؛ جانانه تنهايی بشکستم و نشکستم پيمانه تنهايی مستورم و مشهورم، چون شاعرِ تنهايی مانَد به جهان از من افسانه تنهايی چون بادِ بيابان‌ها وحشت زده بگريزم از انجمنِ تن‌ها تا خانه تنهايی گلبُن که خزان دارد، ...

Read More »