Home / Literature / شعرای افغانی / مخفی بدخشی

مخفی بدخشی

سروده ای از مخفی بدخشی : زنورشمع من بزم رقيبان روشن است امشب

  بشكن بشكن * زنورشمع من بزم رقيبان روشن است امشب شرار آه من برانجمن آتش افكن است امشب چنان گمگشته خوابم درفراق چشم جادويش كه هرمژگان بچشمم همچو نيش سوزن است امشب سزد گرمهرو مه برچرخ خون گريند ازين …

Read More »

سروده ای از مخفی بدخشی : بهار فیض

  بهار فیض * هر چند غنچه راست ز باد وبهار فیض دارد دلم ز نگهت گیسوی یار فیض گلها بباغ گریه برند از بهار فیض برده بهار از گل رویش هزار فیض همچون درخت خشک ز باران نو بهار …

Read More »

سروده ای از مخفی بدخشی : آهسته

  آهسته * خط آ مد بر رخت ای سیمنتن آهسته آهسته بیرون شد سبزه ات گرد چمن آهسته آهسته ببین ای باغبان گل کرد آن حرفی که دی میگفت نسیم صبح در گوش چمن آهسته آهسته بت نامهربانم مهربان …

Read More »