Home / Literature / شعرای افغانی / فریده اکبری

فریده اکبری

سروده ای از فریده اکبری : دختر سرخ پوش

  دختر سرخ پوش * دختر سرخ پوش از قبيله آتش است ميسوزد کسی گر دست به آتش بزند پروانه گر نيستی دلی همچو پروانه داشته باش گر نداری هذر کن برو چون گرگ ها که از آتش ميترسند من …

Read More »

سروده ای از فریده اکبری : زنبور ها

زنبور ها   *   امروز پنجره اطاق من باز بود و زنبور ها آمدند بی آنکه امانم دهند تمام وجودم را گزيدند با دستان سرخ و تاول زده ام بار ديگر پنجره را گشودم تا آزاد شوند تا رهايم …

Read More »

سروده ای از فریده اکبری : عنکبوت

عنکبوت   *   دستهای خاکستری ات بر تنم رد پايی از مرگ گذاشت تارهايی که تنيدی بر تنم ديگر توان برخاستن ام نگذاشت از جبر زمانه من هم آغوشی تو را پذيرفتم گرچه ميدانستم از هم آغوشی تو به …

Read More »

سروده ای از فریده اکبری : شبیه پروانه

  شبیه پروانه * پروانه نبودم اما پرواز ز تو آموختم عشق نمیدانستم اما عشق ز تو آموختم در آغوش آتش افتادم فریاد زدم وای سوختم سوختم دست به سوی من دراز کردی اما توان برخاستن ام نبود تا دست …

Read More »