Home / Literature / سهراب سپهری / سروده ای از سهراب سپهری : بی تار و پود

سروده ای از سهراب سپهری : بی تار و پود

sohrab-3

بی تار و پود

*

 

در بیداری لحظه‌ها
پیکرم کنار نهر خروشان لغزید.
مرغی روشن فرود آمد
و لبخند گیج مرا برچید و پرید.
ابری پیدا شد
و بخار سرشکم را در شتاب شفافش نوشید.
نسیمی برهنه و بی پایان سرکرد
و خطوط چهره ام را آشفت و گذشت.
درختی تابان
پیکرم را در ریشه سیاهش بلعید.
طوفانی سررسید
و جاپایم را ربود.
نگاهی به روی نهر خروشان خم شد:
تصویری شکست.
خیالی از هم گسیخت.
سهراب سپهری

sohrab-2

About Mohammad Daeizadeh

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*