Home / Literature / سعدی / گلستان سعدی - حکایات / حکایتی از گلستان سعدی : ندهد هوشمند روشن راى‬ ‫به فرومايه كارهاى خطير‬

حکایتی از گلستان سعدی : ندهد هوشمند روشن راى‬ ‫به فرومايه كارهاى خطير‬

sadi

‫‫‫‫باب هفتم : در تاثير تربيت‬

.
حكايت‬

*
‫‫‫‫‫

‫‫
‫‫‫‫‫‫‫‫‫مردكی را چشم درد خاست . پيش بيطار رفت كه دوا كن .

بيطار از آنچه در چشم چارپايان كنـد‬ در ديده او كشيد و كور شد .

حكومت به داورد بردند، گفت : بر او هيچ تاوان نيست ، اگر اين خر‬ نبودی پيش بيطار نرفتی .

مقصود ازين سخن آنست تا بدانی كه هر آنكه ناآزموده را كـار بـزرگ‬ فرمايد با آنكه ندامت برد به نزديك خردمندان به خفت رای

منسوب گردد.‬

ندهد هوشمند روشن راى‬
‫به فرومايه كارهاى خطير‬

بوريا باف اگر چه بافنده است‬
‫نبرندش به كارگاه حرير‬


گلستان سعدی

شیخ اجل سعدی شیرازی

سعدی

About Mohammad Daeizadeh

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*