Home / Literature / شعرای افغانی / سروده ای از صوفی عشقری : شكر بی اندازه گويم كردگار خويش را‬

سروده ای از صوفی عشقری : شكر بی اندازه گويم كردگار خويش را‬

Sofi Ashqari-1

‫‫‫‫‫

‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫شكر بی اندازه گويم كردگار خويش را‬
‫بعد عمری ديده ام امروز يار خويش را‬

در دم آخر سر بالينم آمد يار من‬
‫يافتم يكباره مزد انتظار خويش را‬

گرنمیيايد عزيزم از سفر سال دگر‬
‫میرسانيدم به دامانش غبار خوش را‬

دلبر من در دل من رفت و آمد ميكند‬
‫خالی ازاغيار كردم تا كنار خويش را‬

يار را كندم به صد نیرنگ از چنگ رقيب‬
‫عاقبت از خويش كردم گلعزار خويش را‬

صوفی عشقری

Sofi Ashqari-2

About Mohammad Daeizadeh

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*