Home / Literature / شعرای افغانی / سروده ای از صوفی عشقری : نوازش كن بوصلت يا بكش با خنجر تيزم‬

سروده ای از صوفی عشقری : نوازش كن بوصلت يا بكش با خنجر تيزم‬

Sofi Ashqari-1

‫‫‫‫‫

‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫نوازش كن بوصلت يا بكش با خنجر تيزم‬
‫كه از درد فراقت خون بی ننگی نمیريزم‬

ترحم كن به احوال خرا بم ورنه در محشر‬
‫دل آغشته در خون را به دامان تو آويزم‬

ستم كن بر سرم جانا ز دستت هر چه ميايد‬
‫كه تا خونم نريزانی ز ميدان تو نگريزم‬

وطندار توام ای دلربا بيگانه خوی من‬
‫تو نشماری ز ملك روس از اقليم انگريزم‬

بهر رنگی كه ميدانی بخود اميدوارم كن‬
‫زنوميدی بسر خاكستر غم تابكی ريزم‬

مبادا در كف پای نگارينت خلد خاری‬
‫به غربال نگه گرد سر راه تو می بيزم‬

مرا با نوش و نعمت های دنيا دسترس نبود‬
‫شده عمری كه درعین صحت ازهرچه پرهيزم‬

گرفتم عشقری در اين غزل فيض نمايانش‬
‫زجان و دل مريد زر خريد شمس تبريزم‬

صوفی عشقری

Sofi Ashqari-2

Telegram Channel

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*