Home / Literature / سعدی / گلستان سعدی - حکایات / حکایتی از گلستان سعدی : زور بايد نه زر

حکایتی از گلستان سعدی : زور بايد نه زر

sadi

‫‫‫‫باب ششم : در ناتوانى و پيرى‬

.
حكايت‬

*
‫‫‫‫‫‫پيرمردی را گفتند : چرا زن نكنی ؟

گفت : با پيرزنانم عيشی نباشد .

گفتند : جوانی بخواه ، چون‬ مكنت داری .

گفت : مرا كه پيرم با پيرزنان الفت نيست پس او را كه جوان باشد با من كه پيرم‬ چه دوستی صورت بندد ؟‬

پرهفطاثله جونی می كند‬
‫غشغ مقری ثخی و بونی چش روشت‬

زور بايد نه زر كه بانو را‬
‫گزرى دوست تر كه ده من گوشت‬

‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫


گلستان سعدی

شیخ اجل سعدی شیرازی

سعدی

About Mohammad Daeizadeh

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*