Home / Literature / شعرای افغانی / سروده ای از نورالله وثوق : مزرع احساس

سروده ای از نورالله وثوق : مزرع احساس

Norollah Wosuq-1

مزرع احساس

*

بـيــا مــواظـب نـاز شكـوفه‌هـا باشيـم
بــه داغ سينـه‌ی اين بـاغ آشنـا بـاشيـم

دوبــاره مـزرع احساس را لـگد نكـنـيـم
ز تنــد بــاد غــرور هـوس رهـا باشيـم

و سـنـگ كينه‌‌ی خـود را كنـار بگذاريــم
بـه لـحـن آبـی آئـينـه همصــدا باشيـم

سخــن ز فاصلـه‌ی سـالهای نوری چيست
بيــا كـه نقـطـه سـر فصل لحظه‌ها باشيم

تـو را بـه انــده سنــگين لالـه‌ها سوگند
بـيا كـه راوی لبـخنــد بـی ريـا بـاشيـم

بـود كه جـرأت پــرواز را ز سـر گيـريـم ؟
مسافـران ديــاران پــر بــلا بــاشـيـم

لبــاس شـب ز بــر خويشتـن برون آريم
شـود كـه صبـح بهارينـه را سـزا باشـيم

 

نورالله وثوق

About Mohammad Daeizadeh

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*