Home / Literature / رهی معیری / سروده ای از رهی معیری : تشنه درد‬

سروده ای از رهی معیری : تشنه درد‬

Rahi Moayeri-1

‫‫جلوه ساقی‬

*

‫نه راحت از فلک جویم نه دولت از خدا خواهم
و گر پرسی چه میخواهی؟ تو را خواهم تو را خواهم‬

نمی خواهم که با سردی چو گل خندم ز بیدردی
دلی چون لاله با داغ محبت آشنا خواهم‬

چه غم کان نوش لب در ساغرم خونابه می ریزد
من از ساقی ستم جویم من از شاهد جفا خواهم‬

ز شادیها گریزم در پناه نامرادیها
به جای راحت از گردون بلا خواهم بلا خواهم‬

چنان با جان من ای غم درآمیزی که پنداری
تو از عالم مرا خواهی من از عالم تو را خواهم‬

به سودای محالم ساغر می خنده خواهد زد
اگر پیمانه عیشی در این ماتم سرا خواهم‬

نیابد تا نشان از خاك من آیینه رخساری
رهی خاکستر خود را هم آغوش صبا خواهم‬

رهی معیری

Rahi Moayeri-2

About Mohammad Daeizadeh

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*