Home / Literature / سعدی / گلستان سعدی - حکایات / حکایتی از گلستان سعدی : به دينارى چو خر در گل بمانند‬

حکایتی از گلستان سعدی : به دينارى چو خر در گل بمانند‬

sadi

‫‫‫‫باب ششم : در ناتوانى و پيرى‬

.
حكايت‬

*
‫‫‫‫‫توانگری بخيل را پسری رنجور بود.

نيكخواهان گفتندش : مصلحت آن است كـه خـتم قرآنی كنی از بهر وی يا بذل قربانی .

لختی به انديشه فرو رفت و گفت : مصحف مهجور اوليتـر اسـت‬ كه گله ی دور .‬

دريغا گردن طاعت نهادن‬
‫گرش همره نبودى دست دادن‬

به دينارى چو خر در گل بمانند‬
‫ورالحمدى بخوانى ، صد بخوانند‬

‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫


گلستان سعدی

شیخ اجل سعدی شیرازی

سعدی

About Mohammad Daeizadeh

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*