Home / Literature / مولوی / سروده ای از مولانا جلال الدین محمد بلخی (مولوی) : ماجراى شمع با پروانه نيز

سروده ای از مولانا جلال الدین محمد بلخی (مولوی) : ماجراى شمع با پروانه نيز

DSC_0003 (Small)45 (Medium)

‫‫‫

سخن گفتن به زبان حال و فهم کردن آن‬

‫‫.
‫‫

‫ماجراى شمع با پروانه نيز
بشنو و معنى گزين کن اى عزيز‬

گر چه گفتى نيست سر گفت هست‬
‫هين ببالا پر مپر چون جغد پست‬

گفت در شطرنج کاين خانه ى رخ است
‫گفت خانه از کجاش آمد بدست‬

خانه را بخريد يا ميراث يافت
فرخ آن کس کاو سوى معنى شتافت‬

گفت نحوى زيد عمرا قد ضرب‬
‫گفت چونش کرد بى جرمى ادب‬

عمرو را جرمش چه بد کان زيد خام‬
‫بى گنه او را بزد همچون غلام‬

گفت اين پيمانه ى معنى بود‬
گندمى بستان که پيمانه است رد‬

زيد و عمرو از بهر اعراب است و ساز‬
گر دروغ است آن تو با اعراب ساز‬

گفت نه من آن ندانم عمرو را‬
‫زيد چون زد بى گناه و بى خطا‬

گفت از ناچار و لاغى بر گشود‬
عمرو يك واو فزون دزديده بود‬

زيد واقف گشت دزدش را بزد‬
چون که از حد برد او را حد سزد‬

 

مولانا جلال الدین محمد بلخی –  مولوی

Telegram Channel

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *