Home / Literature / مولوی / سروده ای از مولانا جلال الدین محمد بلخی (مولوی) : اين بداند کان که اهل خاطر است

سروده ای از مولانا جلال الدین محمد بلخی (مولوی) : اين بداند کان که اهل خاطر است

DSC_0003 (Small)45 (Medium)

‫‫‫

جواب اشكال‬

‫‫.
‫‫

‫اين بداند کان که اهل خاطر است
‫غايب آفاق او را حاضر است‬

پيش مريم حاضر آيد در نظر‬
‫مادر يحيى که دور است از بصر‬

ديده ها بسته ببيند دوست را‬
‫چون مشبك کرده باشد پوست را‬

ور نديدش نه از برون نز اندرون‬
‫از حكايت گير معنى اى زبون‬

نه چنان کافسانه ها بشنيده بود‬
‫همچو شين بر نقش آن چسبيده بود‬

تا همى گفت آن کليله بى زبان‬
چون سخن نوشد ز دمنه بى بيان‬

ور بدانستند لحن همدگر‬
فهم آن چون کرد بى نطقى بشر‬

در ميان شير و گاو آن دمنه چون‬
‫شد رسول و خواند بر هر دو فسون‬

چون وزير شير شد گاو نبيل‬
چون ز عكس ماه ترسان گشت پيل‬

اين کليله و دمنه جمله افترى است‬
ور نه کى با زاغ لكلك را مرى است‬

اى برادر قصه چون پيمانه اى است
‫معنى اندر وى مثال دانه اى است‬

دانه ى معنى بگيرد مرد عقل‬
‫ننگرد پيمانه را گر گشت نقل‬

ماجراى بلبل و گل گوش دار‬
‫گر چه گفتى نيست آن جا آشكار‬

مولانا جلال الدین محمد بلخی –  مولوی

About Mohammad Daeizadeh

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*