Home / Literature / اشعار خارجی ترجمه شده / سروده ای از ویلیام شکسپیر : وقتی قندیل های یخ از دیوار می آویزد

سروده ای از ویلیام شکسپیر : وقتی قندیل های یخ از دیوار می آویزد

William Shakespeare

وقتی قندیل های یخ از دیوار می آویزد ،
و ” دیک ” شبان با های دهانش سر انگشت هایش را گرم می کند
و “تام ” کنده های هیزم را به تالار می کشد
وقتی سطل شیر ، یخ زده به خانه می رسد ،
وقتی خون در رگ ها منجمد می شود و جاده ها را گل می پوشاند ،
جغد با چشمان خیره ،آواز شبانه اش را می خواند
” هو ،هو !
آوای خوشی است
وقتی ” جو آن ” چرب و چیلی کفکیر را در دیگ می چرخاند
وقتی باد با تمام توان می وزد و می غرد
و سرفه ها کشیش را از سخن گفتن باز می دارد
وقتی پرندگان در برف روی تخم هایشان می خوابند ،
و نوک بینی ” مریان ” سرخ و ملتهب به نظر می آید
وقتی سیب های کباب شده در کاسه صدا می کنند
جغد با چشمان خیره ، آواز شبانه اش را می خواند
هو ، هو !”
آوای خوشی است
وقتی جو آن چرب و چیلی کفکیر را در دیگ می چرخاند

ویلیام شکسپیر

William Shakespeare

Telegram Channel

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com
  • لطفا نظرات خود را به صورت فارسی بنویسید در صورت تایپ بصورت فینگلیش نظر شما پاک خواهد شد

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.