Home / Literature / شعرای افغانی / سروده ای از نورالله وثوق : داستان وسوسه

سروده ای از نورالله وثوق : داستان وسوسه

Norollah Wosuq-1

داستان وسوسه

*

 

ديــگر بــه حـرف آئينه باور نمی شـود
چشــم بــه ره كشيـده منور نمی شـود

رو از زبــان بــاغ بديــن باغبان بگـوی
جــز آبــرو بـه دسـت تو پرپر نمی شود

ديريسـت خــورده‌ايـم فريـب سراب را
ايــن داستــان وسـوسه آخـر نمی شود؟

صـد چشمه خون داغ شقايق مكيده‌اند
جـانـا خمـوش بـاش كـه لب تر نمی شود

مـن انعكــاس فتنــه‌ی كـوه سيـاستم
يـــارب صــدای من ز چه باور نمی شود

ای شــاهـدان يهـوه بـه ايمان‌تان قسم
چيــزی بــه جــز دروغ مكرر نمی شود

خورشيـد را بگوی كه چشم تو كور باد
روشن چگونه چشمه‌ی خاور نمی شـود

 

نورالله وثوق

Telegram Channel

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com
  • لطفا نظرات خود را به صورت فارسی بنویسید در صورت تایپ بصورت فینگلیش نظر شما پاک خواهد شد

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.