Home / Literature / خاقانی / سروده ای از خاقانی : رفتم به راه صفت دیدم به کوی صفا

سروده ای از خاقانی : رفتم به راه صفت دیدم به کوی صفا

Khaghani

 

رفتم به راه صفت دیدم به کوی صفا
چشم و چراغ مرا جائی ئشگرف و چه جا

جائی که هست فزون از کل کون و مکان
جائی که هست برون از وهم ما و شما

صحن سراچهٔ او صحرای عشق شده
جان‌های خلق در او رسته به جای گیا

از اشک دلشدگان گوهر نثار زمین
وز آه سوختگان عنبر بخار هوا

دارندگان جمال از حسن او به حسد
بینندگان خیال از نور او به نوا

رفتم که حلقه زنم پنهان ز چشم رقیب
آمد رقیب و سبک در ره گرفت مرا

گفتا به حضرت ما گر حاجت است بگو
گفتم که هست بلی اما الیک فلا

هم خود ز روی کرم برداشت پرده و گفت
ای پاسبان تو برو، خاقانیا تو درا

 

خاقانی

افضل‌الدّین بدیل‌ بن علی خاقانی شروانی

About Mohammad Daeizadeh

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*