Home / Literature / شعرای افغانی / سروده ای از صوفی عشقری : كباب كردی و بريان نمودی جان مرا‬

سروده ای از صوفی عشقری : كباب كردی و بريان نمودی جان مرا‬

Sofi Ashqari-1

‫‫‫‫‫

‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫كباب كردی و بريان نمودی جان مرا‬
‫بسوختی به ستم جسم ناتوان مرا‬

چو تحفه بر سر ميزت گذاشتم دل خود‬
‫بروی من زدی از ناز ارمغان مرا‬

چرا بنزد تو خام است اعتبار من‬
‫گرفته ای چو بصد رنگ امتحان من‬

گذشت عمرو نيامد بخانه ام روزی‬
‫ز ذره پروری نشكست يار نان مرا‬

بباغ ناله كنان بلبلی بگل ميگفت‬
‫كه سوختی تو پر و بال و آشيان مرا‬

عزيز من ز پريشانيم چه ميپرسی‬
‫كه سيل حادثه برد است كاروان مرا‬

به يار عشقری ناليده اين سخن ميگفت‬
‫زپا فگند غمت جان پهلوان مرا‬

صوفی عشقری

Sofi Ashqari-2

About Mohammad Daeizadeh

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*