Home / Literature / صائب تبریزی / سروده ای از صائب تبریزی : ما گر چه در بلندی فطرت یگانه‌ایم

سروده ای از صائب تبریزی : ما گر چه در بلندی فطرت یگانه‌ایم

صائب تبریزی

ما گر چه در بلندی فطرت یگانه‌ایم
صد پله خاکسارتر از آستانه‌ایم

درگلشنی که خرمن گل می‌رود به باد
در فکر جمع خار و خس آشیانه‌ایم

از ما مپرس حاصل مرگ و حیات را
در زندگی، به خواب و به مردن، فسانه‌ایم

چون صبح، زیر خیمهٔ دلگیر آسمان
در آرزوی یک نفس بی‌غمانه‌ایم

چون زلف، هر که را که فتد کار در گره
با دست خشک، عقده گشا همچو شانه‌ایم

آنجاست آدمی که دلش سیر می‌کند
ما در میان خلق همان بر کرانه‌ایم

ما را زبان شکوه ز بیداد یار نیست
هر چند آتشیم، ولی بی‌زبانه‌ایم

گر تو گل همیشه بهاری زمانه را
ما بلبل همیشه بهار زمانه‌ایم

صائب گرفته‌ایم کناری ز مردمان
آسوده از کشاکش اهل زمانه‌ایم

 

صائب تبریزی

saeb

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *