Home / Literature / شعرای افغانی / سروده ای از نورالله وثوق : سيه‌باوران

سروده ای از نورالله وثوق : سيه‌باوران

Norollah Wosuq-1

سيه‌باوران

*

كـوهساران چگونه غمـرنگنـد
و عقـابـان نشستـه دلتنگـنـد

روح احسـاس را مـگر كشتنـد
دشـتهـای نـگـاه ، گـل رنگند

وا دريـغــا ستـاره‌هـای سـحر
من نــدانم كه در چـه آهنگنـد

مگر ای همنفـس در اين پـرواز
جای دل ، سينه‌هـا همه سنگند

هـان ز دامـان صـبـح بزداييـد
ايـل شب را كـه لـكـه‌ي ننگند

آمـدنـد از ديـار ظلمـت و بـاز
همـره آفتـاب در جنـگنـد

تـا كجـا ايـن قبيلـه‌ی نيـرنگ
روی در روی عشق و فرهنگنـد

مگر از چنگ‌تـان رهـا گشتنـد
يـا نـداننـد بـا كـه همسنگنـد

بـكجـا می رونــد ای مـردم !
ايــن سيه باوران كه در چنگند

 

نورالله وثوق

About Mohammad Daeizadeh

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*