Home / Literature / اشعار خارجی ترجمه شده / سروده ای از ویلیام شکسپیر : هر زمان كه از جور روزگار

سروده ای از ویلیام شکسپیر : هر زمان كه از جور روزگار

William Shakespeare

هر زمان كه از جور  روزگار
و رسوايی  ميان  مردمان
در گوشه ی تنهايی بر بينوايی خود اشك می ريزم،
و گوش  ناشنوای آسمان را با فريادهای بی حاصل  خويش می آزارم،
و بر خود می نگرم و بر بخت  بد  خويش نفرين می فرستم،
و آرزو می كنم كه ای كاش چون آن ديگری بودم،
كه دلش از من اميدوارتر
و قامتش موزون تر
و دوستانش بيشتر است.
و ای كاش هنر  اين يك
و شكوه و شوكت  آن ديگری از آن  من بود،
و در اين اوصاف چنان خود را محروم می بينم
كه حتی از آنچه بيشترين نصيب را برده ام
كمترين خرسندی احساس نمی كنم.
اما در همين حال كه خود را چنين خوار و حقير می بينم
از بخت  نيك، حالی به ياد  تو می افتم،
و آنگاه روح  من
همچون چكاوك  سحر خيز
بامدادان از خاك  تيره اوج گرفته
و بر دروازه ی بهشت سرود می خواند
و با ياد  عشق  تو
چنان دولتی به من دست می دهد
كه شأن  سلطانی به چشمم خوار می آيد
و از سودای مقام  خود با پادشاهان، عار دارم

ویلیام شکسپیر

William Shakespeare

About Mohammad Daeizadeh

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*