Home / Literature / چنین گفت فردوسی پاکزاد : دل روشن من چو برگشت ازوی‬ , ‫سوی تخت شاه جهان کرد روی

چنین گفت فردوسی پاکزاد : دل روشن من چو برگشت ازوی‬ , ‫سوی تخت شاه جهان کرد روی

بنياد نهادن کتاب‬

دل روشن من چو برگشت ازوی‬
‫سوی تخت شاه جهان کرد روی‬
‫که اين نامه را دست پيش آورم‬
‫ز دفتر به گفتار خويش آورم‬
‫بپرسيدم از هر کسی بيشمار‬
‫بترسيدم از گردش روزگار‬
‫مگر خود درنگم نباشد بسی‬
‫ببايد سپردن به ديگر کسی‬
‫و ديگر که گنجم وفادار نيست‬
‫همين رنج را کس خريدار نيست‬
‫برين گونه يک چند بگذاشتم‬
‫سخن را نهفته همی داشتم‬
‫سراسر زمانه پر از جنگ بود‬
‫به جويندگان بر جهان تنگ بود‬
‫ز نيکو سخن به چه اندر جهان‬
‫به نزد سخن سنج فرخ مهان‬
‫اگر نامدی اين سخن از خدای‬
‫نبی کی بدی نزد ما رهنمای‬
‫به شهرم يکی مهربان دوست بود‬
‫تو گفتی که با من به يک پوست بود‬
‫مرا گفت خوب آمد اين رای تو‬
‫به نيکی گرايد همی پای تو‬
‫نبشته من اين نامه ی پهلوی‬
‫به پيش تو آرم مگر نغنوی‬
‫گشتاده زبان و جوانيت هست‬
‫سخن گفتن پهلوانيت هست‬
‫شو اين نامه ی خسروان بازگوی‬
‫بدين جوی نزد مهان آبروی‬
‫چو آورد اين نامه نزديک من‬
‫برافروخت اين جان تاريک من‬

حکیم ابوالقاسم فردوسی

poem-book-128

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*