Home / Literature / فروغی بسطامی / سروده ای از فروغی بسطامی : گر نه زلفش پی شبیخون است

سروده ای از فروغی بسطامی : گر نه زلفش پی شبیخون است

Foroughi Bastami

گر نه زلفش پی شبیخون است
پس چرا حال دل دگرگون است

درد شیرین دوای فرهاد است
غم لیلی نشاط مجنون است

صبر در چنگ شوق مغلوب است
عقل در کار عشق مفتون است

چون ننالم که تیغ بر فرق است
چون نگریم که بخت وارون است

خون من ریخت قاتلی که به حشر
کشته‌اش از حساب بیرون است

قسمت من ز کارخانهٔ عشق
داغ و دردی که از حد افزون است

می حرام است خاصه در رمضان
جز بر آن لعل لب که میگون است

گر ز دست تو گریه سر نکنم
چه کنم با دلی که پر خون است

تا فروغی غزل‌سرای تو شد
صاحب صد هزار مصمون است

 

فروغی بسطامی

About Mohammad Daeizadeh

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*