Home / Literature / فروغی بسطامی / سروده ای از فروغی بسطامی : تو و آن قامتی که موزون است

سروده ای از فروغی بسطامی : تو و آن قامتی که موزون است

Foroughi Bastami

تو و آن قامتی که موزون است
من و این طالعی که وارون است

تو و آن طره‌ای که مفتول است
من و این دیده‌ای که مفتون است

تو و آن پیکری که مطبوع است
من و این خاطری که محزون است

تو و آن پنجه‌ای که رنگین است
من و این سینه‌ای که کانون است

تو و آن خنده‌ای که نوشین است
من و این گریه‌ای که قانون است

تو و آن نخوتی که بی‌حد است
من و این حسرتی که افزون است

تو و رویی که لمعهٔ نور است
من و چشمی که چشمهٔ خون است

تو و زلفی که عنبر ساراست
من و اشکی که در مکنون است

من و خون دلی که مقسوم است
تو و لعل لبی که میگون است

من ندانم غم فروغی چیست
تو نپرسی که خسته‌ام چون است

 

فروغی بسطامی

About Mohammad Daeizadeh

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*