Home / Literature / شعرای افغانی / سروده ای از نورالله وثوق : بازار قصه خوانی

سروده ای از نورالله وثوق : بازار قصه خوانی

Norollah Wosuq-1

بازار قصه خوانی

*

اگر چــه وسوسـه‌ها راهی سفـر گشتند
خبـــر شــديم كــه از نيم راه برگشتند

و بــاز بـــر ســر دو راهی قبيله‌ی ما
دوبــاره همسفــر ديــده‌های تـر گشتند

بـــرای بـــار هـــزارم سپــاه پائيـزی
بنــام نـــامی نــــوروز بــارور گشتند

ز پيـــچ كوچــه آه سحـــر گذر كردنـد
و بــاز بــر لــب هــر ناله مستقر گشتند

هنــوز اشــك دل مــژه‌ها نيفتـاده است
كــه بــر نـگاه سـراسيمـه نيشتر گشتند

نـوارهــای قديــمی كــه گفته پوسيدند
پس از دو لحظــه تنفس دوباره سرگشتند

ز چشـم خستــه‌ی ما يكدمی عقب رفتنـد
ز كنـج گوشــه شـب ، باز حمله‌ور گشتنـد

لگد زدنــد بــر انــدام پاره پاره‌ی صبح
سپيده را سر هـر باره ، درد سر گشتند

و بــاز ، بــاز همــان ديــده‌های دريا بـاز
شهيد وسوسه‌ی واژه‌هـای ترگشتند

مگر که گرمی بازار قصه خوانی را
روایت دگری بر سر گذر گشتند

 

نورالله وثوق

Telegram Channel

About Mohammad Daeizadeh

Avatar
  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com
  • لطفا نظرات خود را به صورت فارسی بنویسید در صورت تایپ بصورت فینگلیش نظر شما پاک خواهد شد

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.