Home / Literature / سعدی / گلستان سعدی - حکایات / حکایتی از گلستان سعدی : ليكن نتوان زبان مردم بستن‬

حکایتی از گلستان سعدی : ليكن نتوان زبان مردم بستن‬

sadi

‫‫‫باب پنجم : در عشق و جوانى‬

حكايت‬

*

‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫

‫‫‫‫‫يكی از علما را پرسيدند كه يكی با ماه روييست در خلوت نشسته و درها بسته و رقيبان خفتـه و‬ نفس طالب و شهوت غالب ،

چنانكه عرب گويد : التمر يانع والناطور غير مانع .

هيچ باشد كه بـه‬ قوت پرهيزگاری ازو بسلامت بماند ؟

گفت : اگر از مه رويان بسلامت بماند از بدگويان نماند .‬

شايد پس كار خويشتن بنشستن‬
‫ليكن نتوان زبان مردم بستن‬

‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫


گلستان سعدی

شیخ اجل سعدی شیرازی

سعدی

Telegram Channel

About Mohammad Daeizadeh

Avatar
  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com
  • لطفا نظرات خود را به صورت فارسی بنویسید در صورت تایپ بصورت فینگلیش نظر شما پاک خواهد شد

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.