Home / Literature / سعدی / گلستان سعدی - حکایات / حکایتی از گلستان سعدی : عجب از كشته نباشد به در خيمه دوست‬

حکایتی از گلستان سعدی : عجب از كشته نباشد به در خيمه دوست‬

sadi

‫‫‫باب پنجم : در عشق و جوانى‬

حكايت‬

*

‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫

‫‫يكی را دل از دست رفته بود و ترك جـان كـرده و مطمـح نظـرش جـايی خطرنـاك و مظنـه‬ هلاك.

نه لقمه ای كه مصور شدی كه به كام آيد يا مرغی كه به دام افتد .‬

چو در چشم شاهد نيايد زرت‬
‫زر و خاك يكسان نمايد برت‬

باری بنصيحتش گفتند : ازين خيال محال تجنب كن كه خلقی هم بـدين هـوس كـه تـو داری‬ اسيرند و پای در زنجير .

بناليد و گفت :‬

دوستان گو نصيحتم مكنيد‬
‫كه مرا ديده بر ارادت او است‬

جنگجويان به زور و پنجه و كتف‬
‫دشمنان را كشند و خوبان دوست‬

شرط مودت نباشد به انديشه جان ، دل از مهر جانان برگرفتن.‬

تو كه در بند خويشتن باشى‬
‫عشق باز دروغ زن باشى‬

گر نشايد به دوست ره بردن‬
‫شرط يارى است در طلب مردن‬

گر دست رسد كه آستينش گيرم‬
‫ورنه بروم بر آستانش ميرم‬

متعلقان را كه نظر در كار او بود و شفقت به روزگار او ، پندش دادنـد و بنـدش نهادنـد و سـودی‬ نكرد.‬

دردا كه طبيب ، صبر مى فرمايد‬
‫وى نفس حريص را شكر مى بايد‬

آن شنيدى كه شاهدى بنهفت‬
‫با دل از دست رفته اى مى گفت‬

تا تو را قدر خويشتن باشد‬
‫پيش چشمت چه قدر من باشد؟‬

آورده اند كه مر آن پادشه زاده كه مملوح نظر او بود خبر كردند كه جـوانی بـر سـر ايـن ميـدان‬ مداومت می نمايد خوش طبع و شيرين زبان و سخنهای لطيف می گويد و نكته هـای بـديع ازو‬ می شنوند و چنين معلوم همی شود كه دل آشفته است و شوری در سر دارد .

پسـر دانسـت كـه‬ دل آويخته اوست و اين گرد بلا انگيخته او .

مركب به جانب او راند . چون ديـد كـه نزديـك او‬ عزم دارد . بگريست و گفت :‬

آن كس كه مرا بكشت باز آمد پيش‬
‫مانا كه دلش بسوخت بر كشته خويش‬

چندان كه ملاطفت كرد و پرسيدش از كجايی و چه نامی و چه صنعت دانی ، در قعر بحر مودت‬ چنان غريق بود كه مجال نفس نداشت .‬

اگر خود هفت سبع از بر بخوانى‬
‫چو آشفتى الف ب ت ندانى‬

گفتا : سخنی با من چرا نگويی كه هم از حلقه درويشانم بل كه حلقه به گوش ايشانم .

آنگه بـه‬ قوت استيناس محبوب از ميان تلاطم محبت سر برآورد و گفت :‬

عجب است با وجودت كه وجود من بماند‬
‫تو به گفتن اندر آيى و مرا سخن بماند!!‬

اين بگفت و نعره ای زد و جان به جان آفرين تسليم كرد.‬

عجب از كشته نباشد به در خيمه دوست‬
‫عجب از زنده كه چون جان به در آورد سليم ؟‬

‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫


گلستان سعدی

شیخ اجل سعدی شیرازی

سعدی

Telegram Channel

About Mohammad Daeizadeh

Avatar
  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com
  • لطفا نظرات خود را به صورت فارسی بنویسید در صورت تایپ بصورت فینگلیش نظر شما پاک خواهد شد

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.