Home / Literature / سعدی / گلستان سعدی - حکایات / حکایتی از گلستان سعدی : چو اقرار دوستی كردی توقع خدمت مدار

حکایتی از گلستان سعدی : چو اقرار دوستی كردی توقع خدمت مدار

sadi

‫‫‫باب پنجم : در عشق و جوانى‬

حكايت‬

*

‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫


‫‫گويند خواجه ای را بنده ای نادرالحسن بود و با وی سبيل مودت و ديانت نظری داشت .

بـايكی‬ از دوستان گفت : دريغ اين بنده با حسن و شمايلی كه دارد اگر زبان درازی و بی ادبی نكـردی.‬

گفت : برادر ، چو اقرار دوستی كردی توقع خدمت مدار كه چون عاشق و معشوقی در ميـان آمـد‬ مالك و مملوك برخاست .‬

خواجه با بنده پرى رخسار‬
‫چون درآمد به بازى و خنده‬

نه عجب كو چو خواجه حكم كند‬
‫وين كشد بار ناز چون بنده‬

‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫


گلستان سعدی

شیخ اجل سعدی شیرازی

سعدی

Telegram Channel

About Mohammad Daeizadeh

Avatar
  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com
  • لطفا نظرات خود را به صورت فارسی بنویسید در صورت تایپ بصورت فینگلیش نظر شما پاک خواهد شد

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.