Home / Literature / شعرای افغانی / سروده ای از محمد کاظم کاظمی : آشتی‌

سروده ای از محمد کاظم کاظمی : آشتی‌

Kazemi-2

آشتی‌

.
شکر خدا که اهل جدل همزبان شدند
با هم به سوی‌ِ کعبة عزّت روان شدند
شکر خدا که گردنه‌گیران محترم‌
بر گلّه‌های بی سر و صاحب شبان شدند
شکر خدا که کم‌کمک از یاد می‌رود
روزی که پشت نعش برادر نهان شدند
شکر خدا که مسجد و محراب شهر نیز
یکباره ـ پوست‌کنده بگویم ـ دکان شدند
جمعی‌، چنان قدیم‌، هر آن را که سر فراشت‌
قربان مادر و پدر و خانمان شدند
یعنی دوباره دشمن‌ِ سوگندخورده را
با استخوان سینة خود نردبان شدند
مانند بارهای دگر بعدِ گیر و دار
بر خون خویش و نعش پدر میهمان شدند
*
هر کس به گونه‌ای به هدر داد آنچه داشت‌
یک عدّه هم که سگ نشدند استخوان شدند

 

محمد کاظم کاظمی

 

?????????????????????

Telegram Channel

About Mohammad Daeizadeh

Avatar
  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com
  • لطفا نظرات خود را به صورت فارسی بنویسید در صورت تایپ بصورت فینگلیش نظر شما پاک خواهد شد

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.