Home / Literature / سعدی / گلستان سعدی - حکایات / حکایتی از گلستان سعدی : هر چه به دل فرو آيد در ديده نكو نمايد

حکایتی از گلستان سعدی : هر چه به دل فرو آيد در ديده نكو نمايد

sadi

‫‫‫باب پنجم : در عشق و جوانى‬

حكايت‬

*

‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫


‫حسن ميمندی را گفتند سلطان محمود چندين بنده صاحب جمـال دارد كـه هـر يكی بـديع‬ جهانی اند ، چگونه افتاده است كه با

هيچ يك از ايشان ميل و محبتی ندارد چنانكه با ايـاز كـه‬ حسنی زيادتی ندارد ؟

گفت : هر چه به دل فرو آيد در ديده نكو نمايد .‬

هر كه سلطان مريد او باشد‬
‫گر همه بد كند، نكو باشد‬

وآنكه را پادشه بيندازد‬
‫كسش از خيل خانه ننوازد

كسى به ديده انكار گر نگاه كند‬
‫نشان صورت يوسف دهد به ناخوبى‬

و گر به چشم ارادت نگه كنى در ديو‬
‫فرشته ايت نمايد به چشم كروبى‬

 

‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫


گلستان سعدی

شیخ اجل سعدی شیرازی

سعدی

Telegram Channel

About Mohammad Daeizadeh

Avatar
  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com
  • لطفا نظرات خود را به صورت فارسی بنویسید در صورت تایپ بصورت فینگلیش نظر شما پاک خواهد شد

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.