Home / Literature / سعدی / گلستان سعدی - حکایات / حکایتی از گلستان سعدی : هر كه بر خود در سوال گشود‬ ‫تا بميرد نيازمند بود‬

حکایتی از گلستان سعدی : هر كه بر خود در سوال گشود‬ ‫تا بميرد نيازمند بود‬

sadi

‫‫‫باب سوم : در فضيلت قناعت‬

حكايت‬

*

‫‫‫‫‫‫‫‫‫
‫‫درويشی را شنيدم كه به غاری در نشسته بود و در به روی از جهانيان بسته و ملـوك و اغنيـا را‬ درچشم همت او شوكت و هيبت نمانده .‬

هر كه بر خود در سوال گشود‬
‫تا بميرد نيازمند بود‬

آز بگذار و پادشاهى كن‬
‫گردن بى طمع بلند بود‬

يكی از ملوك آن طرف اشارت كرد كه توقع به كرم اخلاق مردان چنين است كه به نمك با مـا‬ موافقت كنند . شيخ رضا داد .

بحكم آنكه اجابت دعوت سنت است.

ديگر روز ملك بعذر قـدمش‬ رفت .

عابد از جای برجست و در كنارش قرار گرفت و تلطف كرد و ثنا گفت.

چو غايب شد يكی‬ ازاصحاب پرسيد شيخ را كه چندين ملاطفت امروز با پادشه كه تو كردی خلاف عـادت بـود و‬ ديگر نديديم .

گفت : نشنيده ای كه گفته اند :‬

هر كه را بر سماط بنشستى‬
‫واجب آمد به خدمتش برخاست‬

گوش تواند كه همه عمر وى‬
‫نشنود آواز دف و چنگ و نى‬

ديده شكيبد ز تماشاى باغ‬
‫بى گل و نسرين به سر آرد دماغ‬

ور نبود بالش آگنده پر‬
‫خواب توان كرد خزف زير سر‬

ور نبود دلبر همخوابه پيش‬
‫دست توان كرد در آغوش خويش‬

وين شكم بى هنر پيچ پيچ‬
‫صبر ندارد كه بسازد به هيچ‬

‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫


گلستان سعدی

شیخ اجل سعدی شیرازی

سعدی

Telegram Channel

About Mohammad Daeizadeh

Avatar
  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com
  • لطفا نظرات خود را به صورت فارسی بنویسید در صورت تایپ بصورت فینگلیش نظر شما پاک خواهد شد

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.